نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٤٦
گزينه دوّم اثبات مىشود. مغالطه در اين است كه اين مسأله فقط دو راه حل و دو گزينه ندارد بلكه گزينه سوّمى نيز مىتوان در نظر گرفت، كه گزينه صحيح هم همين گزينه است، و آن اين است كه نه چنين است كه ما بايد همهچيز را از دين ياد بگيريم حتى نوع و طريق غذا پختن و لباس پوشيدن و خانه ساختن را و نه چنان است كه دين تنها منحصر به رابطه انسان با خدا و حالات و شرايط خاص باشد بلكه حق اين است كه همه امور آن آگاه كه رنگ ارزشى پيدا كند، آنگاه كه تأثير و رابطهاش با آخرت سنجيده شود، آنگاه كه اثر آنها در كمال نهايى انسان و قرب و بعد به خداوند لحاظ گردد، اينجاست كه دين قضاوت مىكند و به زبان ساده، حلال و حرام افعال ما را بيان مىنمايد ولى به كيفيت آنها كارى ندارد. مثلا در مورد غذا خوردن، به اينكه در ظرف چينى باشد يا غير آن، كارى ندارد امّا مىگويد اگر بعضى غذاها را بخوريد حرام است و گناه كردهايد.
خوردن گوشت خوك حرام است، خوردن گوشت سگ حرام است، آشاميدن مشروبات الكلى حرام است و درست كردن مشروبات الكلى يا پرورش خوك كار دين نيست اما خوردن گوشت خوك و مشروبات الكلى در تكامل انسان اثر منفى دارد لذا بار ارزشى منفى پيدا مىكند و اين نوع از خوردنى و آشاميدنىها حرام و ممنوع مىشود. پس خوردن و آشاميدن گرچه يك امر دنيايى است امّا از آن جهتى كه بار ارزشى پيدا مىكند و به كمال نهايى انسان مربوط مىشود دين به آن پرداخته و درباره آن دستور صادر كرده است. يا مثلا در مورد خانه ساختن، اسلام به اينكه درب و پنجره خانه شما آلومينيم باشد يا آهن، نماكارى با سنگچينى باشد يا با آجرنما و نظاير آنها كارى ندارد اما مىگويد خانه را در زمين غصبى نسازيد، خانه را طورى نسازيد كه مشرف به خانه ديگران باشد و اشراف بر ناموس ديگران پيدا كنيد، با پول ربوى و حرام خانه نسازيد. براى لباس