نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٣٨
خودش قانونگذار نيست، خودش مجرى هم نيست ولى تطبيق قوانين كلّى به موارد خاص و بررسى اختلافاتى كه بين مردم با خودشان و يا بين مردم و دولت بوجود مىآيد و قضاوت در مورد آنها بر عهده آن گذارده شده است. اكنون ببينيم آيا در قرآن راجع به اين مطالب صحبت شده و از اين وظايف سخنى به ميان آمده و تكليفى براى مسلمانها معيّن گرديده با اينكه قرآن در اين موارد سكوت كامل اختيار كرده و امر آنها را به خود مسلمانان واگذاشته تا بنا به صلاحديد و تشخيص خودشان عمل كنند.
در مورد وظيفه قانونگذارى (منظور قوانين اجتماعى است) همان گونه كه گفتيم و نمونههايى از آن را نيز ذكر كرديم قرآن و اسلام به اين امر اهتمام ورزيده و قوانين مدنى، حقوقى، جزايى، قوانين تجارت و معاملات و ... متعدّدى را وضع كرده است. بنابراين در اين بخش از مسايل كشوردارى كه عبارت است از ارائه و وضع قوانين براى اداره امور جامعه، دخالت كرده است. علاوه بر اينها قرآن يك حقّى هم براى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله قائل شده كه براساس آن در موارد خاص كه تابع شرايط زمانى و مكانى است و بر طبق تغييرات شرايط زمان و مكان كه احتياج به قوانين متغيّر هست، خود پيامبر چنين قوانينى را وضع مىكند و مردم نيز مؤظّف به رعايت اين قوانين هستند، دراينباره در قرآن چنين مىخوانيم:
وما كان لمؤمن و لا مؤمنه اذا قضى اللّه و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم[١] نه هيچ مرد مؤمنى و نه هيچ زن مؤمنى حق ندارد در جايىكه خدا و پيامبرش تصميمى مىگيرند در برابر آن مخالفت نمايد.
براساس اين آيه اگر خدا و پيامبر تصميمى را براى مردم گرفتند و
[١] - احزاب/ ٣٦.