نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٣٦
اجتماعى است مىفرمايد:
دست مردوزن دزد قطع كنيد.[١] و يا در مورد ارتكاب فحشا و عمل منافى عفت و لو هيچ شاكى خصوصى هم نداشته باشد امّا اگر حاكم شرع و قاضى دادگاه اسلامى برايش ثابت شد كه چنين عملى اتّفاق افتاده، از نظر اسلام و قرآن جرم محسوب گشته و براى ايجاد مصونيت اجتماعى و ايجاد امنيت جنسى در جامعه مجازات سنگينى براى آن در نظر گرفته شده است. قرآن كريم با صراحت و قاطعيت تمام دراينباره مىفرمايد:
الزّانية و الزّانى فاجلدوا كلّ واحد منهما مأة جلدة و لا تأخذكم بهما رأفة فى دين اللّه ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين.[٢] زن زناكار و مرد زناكار را پس به هريك از آنان صد تازيانه بزنيد و در مورد دين خدا عطوفت و مهربانى شما را نگيرد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد، و بايد گروهى از مؤمنان شاهد مجازات آن دو باشند.
اينها نمونههاى اندكى است از دهها آيهاى كه در قران كريم راجع به روابط اجتماعى و اداره امور مربوط به جامعه آمده است و چند برابر آنها در روايات پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السّلام بيان شده است. اكنون سئوال اين است كه آيا اين آيات و روايات درباره مسائل فردى و رابطه فرد انسان با خداست يا ناظر به رابطه انسانها با يكديگر و تنظيم روابط اجتماعى است؟
اگر محتواى اينهاست كه در اين آيات و روايات آمده آيا مىتوان ادّعا كرد اسلام با سياست و اداره امور جامعه كارى ندارد و مسائل دنيايى مردم را تماما به خود آنها واگذار كرده و تنها درباره آخرت و بهشت و جهنّم چيزهايى
[١] - مائده/ ٣٨.
[٢] - نور/ ٢.