نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه

نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٦

فعلا مدّ نظر ما نيست، البتّه بخشى از اين بحث‌ها نظير مباحث مربوط به ضرورت حكومت را در كتاب «حقوق و سياست در قرآن» آورده‌ايم. امّا اجمالا آن‌چه كه مناسب اين كتاب باشد بطور فهرست‌وار اشاره مى‌كنيم.

١- ضرورت حكومت‌

اوّلين اصل موضوع و پيش‌فرض براى نظريّه ولايت فقيه، كه در بسيارى از نظريه‌هاى ديگر سياسى هم معتبر است، اصل ضرورت حكومت براى جامعه است. تنها مخالف اين اصل، مكتب آنارشيسم است.

آنارشيست‌ها معتقدند بشر مى‌تواند زندگى خود را با اصول اخلاقى اداره كند و احتياجى به دستگاه حكومت ندارد؛ و يا لااقل طرفدار اين هستند كه دولت و حكومت بايد آنچنان حركت كند كه به اين نتيجه منتهى شود؛ يعنى فعاليت‌هايى صورت پذيرد و تعليم و تربيت‌هايى به مردم داده شود كه احتياجى به حكومت نداشته باشند. ولى ساير مكاتب فلسفى اين فرض را يك فرض غير واقع‌بينانه مى‌دانند و در عمل هم قرن‌ها و هزاران سال تجربه نشان داده كه هميشه در جامعه بشرى افرادى هستند كه كنترل كند زندگى اجتماعى به هرج‌ومرج كشيده مى‌شود. به هر حال اين اصل كه مورد قبول همه مكاتب فلسفه سياسى، بجز آنارشيسم، است در نظريه ولايت فقيه هم مفروض و مسلّم دانسته شده است.

٢- عدم مشروعيت ذاتى يك فرد يا گروه خاص براى حكومت‌

در يك تعريف ساده مى‌توانيم حكومت را اينطور تعريف كنيم:

«دستگاهى است كه بر رفتارهاى اجتماعى يك جامعه اشراف دارد و