نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه

نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٤٢

نگهبان بررسى و تأييد شود. بنابراين اعضاى مجلس خبرگان درواقع اعتبار خود را از شوراى نگهبان كسب مى‌كنند و اگر شوراى نگهبان صلاحيت آنها راتأييد نكند هرچه هم تعداد آراى آنان در صندوق‌هاى رأى زياد باشد موجب اعتبار و عضويت آنان در مجلس خبرگان نمى‌شود.

از طرف ديگر، اعضاى شوراى نگهبان نيز اعتبارشان را از ناحيه رهبر كسب كرده‌اند زيرا براساس قانون اساسى، انتخاب فقهاى شوراى نگهبان بر عهده رهبر و ولىّ فقيه است. پس اگر نظرات شوراى نگهبان اعتبار دارد و نافذ است به دليل آن است كه منتخب رهبر هستند. با اين حساب مى‌توانيم بگوييم اگر اعتبار اعضاى مجلس خبرگان به امضاى شوراى نگهبان است و اعتبار شوراى نگهبان نيز به امضاى رهبر است بنابراين، اعتبار مجلس خبرگان در حقيقت با يك واسطه بستگى به امضاى رهبر دارد و اين رهبر و ولىّ فقيه است كه به مجلس خبرگان و كار آن اعتبار مى‌بخشد:

ولىّ فقيه اعتبار مى‌بخشد به شوراى نگهبان اعتبار مى‌بخشد به مجلس خبرگان‌

از اين طرف نيز كار مجلس خبرگان عبارت از انتخاب و تعيين رهبر و ولىّ فقيه است و با امضا و رأى مجلس خبرگان است كه ولايت فقيه و رهبرى اعتبار پيدا كرده و حقّ حاكميت پيدا مى‌كند و بدين ترتيب دور فلسفى پيش آيد:

ولىّ فقيه اعتبار مى‌بخشد به شوراى نگهبان اعتبار مى‌بخشد به مجلس خبرگان‌

() اعتبار مى‌بخشد به‌

يعنى تا مجلس خبرگان رأى نداده باشد، حكم و نظر ولىّ فقيه اعتبار ندارد و از طرف ديگر خود مجلس خبرگان را نيز مادامى كه ولىّ فقيه بطور غير مستقيم (با يك واسطه و از طريق شوراى نگهبان) امضا نكرده‌