نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٣٢
رهبرى جامعه اسلامى را به دست مىگيرد موجب ضعف مديريت و رهبرى او و خلل در اداره امور جامعه نمىشود؟ و آيا لازم نيست وجود برخى تخصّصهاى ديگررا هم در فردى كه مىخواهد عهدهدار اين منصب مهم شود معتبر بدانيم؟
پاسخ اين است كه ضرورت وجود سه شرط مذكور بر اين اساس است كه فلسفه اصلى و اساسى ولايت فقيه، اجراى احكام و قوانين اسلامى است. و بنابراين بديهى است كسىكه مىخواهد در رأس نظام ولايت فقيه قرار بگيرد بايد اوّلا عالم و آشناى به قوانين اسلام باشد و به خوبى آنها را بشناسد (شرط فقاهت). و ثانيا مردم هم بايد به او اطمينان داشته باشند و مطمئن باشند كه براساس اغراض و منافع شخصى و باندى و جناحى كار نمىكند بلكه در عمل تنها چيزى كه برايش ملاك است حفظ اسلام و مصالح جامعه اسلامى است و خيانت نمىكند (شرط تقوا). و ثالثا لازم است علاوه بر فقاهت و تقوا، قدرت درك مسائل اجتماعى و سياست داخلى و خارجى را نيز داشته باشد و بتواند مديريت نمايد (شرط كارآمدى). و بديهى است كه اگر هريك از اين سه ويژگى را شخصا نداشته باشد احتمال پديد آمدن خسارتهاى جبرانناپذير براى جامعه در نتيجه رهبرى او بسيار زياد است. ولى در مورد ساير تخصّصها اينگونه نيست. مثلا اگر خودش يك فرد نظامى نيست و با مسائل نظامى آشنايى چندانى ندارد براحتى مىتواند با استفاده از مشاوران خبره و امين نظامى، در اينگونه موارد تصميم مقتضى و مناسب را اتّخاذ كند. يا در امور اقتصادى مىتواند از طريق مشورت با كارشناسان و خبرگان مسائل اقتصادى و پولى و مالى، سياستها و تصميمهاى لازم اقتصادى را به اجرا بگذارد. و البتّه اين مسأله، خاصّ نظام ولايت فقيه هم نيست و در تمامى