نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٩٩
«حواث واقعه» به هيچ وجه از نظر لغت و دلالت وضعى به معناى احكام شرعى نيست بلكه معناى بسيار وسيعترى دارد كه حتما شامل مسائل و مشكلات و رخدادهاى اجتماعى نيز مىشود. بنابراين، سؤال اسحاق بن يعقوب از محضر حضرت ولى عصر عليه السّلام درواقع اين است كه در مورد مسائل و مشكلات اجتماعى جامعه اسلامى كه در زمان غيبت شما پيش مىآيد وظيفه ما چيست و به چه مرجعى بايد مراجعه كنيم؟ و آن حضرت در جواب مرقوم فرمودهاند كه در اين مورد به «راويان حديث ما» مراجعه كنيد. اكنون ببينيم مراد از «راويان حديث» چه كسانى هستند.
ممكن است كسى بگويد منظور از «راويان حديث» هر كسى است كه مثلا كتاب اصول كافى يا وسائل الشيعه يا هر كتاب روايى ديگر را بردارد و احاديث و روايات آن را براى مردم بخواند و نقل كند. امّا با اندكى دقّت و توجّه معلوم مىگردد كه اين تصوّر درست نيست. زيرا كسىكه در زمان ما مىخواهد از قول پيامبر صلّى اللّه عليه و اله يا امام صادق و ساير ائمه عليهم السّلام حديث و روايتى را نقل كند بايد به طريقى احراز كرده باشد كه اين حديث واقعا از پيامبر يا امام صادق يا امام ديگر است، و در غير اين صورت حق ندارد و نمىتواند بگويد امام صادق چنين فرموده و اگر درحالىكه آن حديث و روايت به هيچ طريق معتبرى برايش ثابت نشده معهذا آن را به امام صادق و يا ساير ائمه و معصومين عليهم السّلام نسبت دهد از مصاديق كذب و افتراى بر پيامبر و امامان خواهد بود كه گناهى بزرگ است. به عبارت دقيقتر، اگر كسى بخواهد حديثى را از پيامبر يا امامى نقل كند حتما بايد بتواند بر اساس يك حجّت و دليل شرعى معتبر آن را به امام معصوم نسبت دهد. و واضح است كه اينگونه نقل حديث كردن نياز به تخصّص دارد و تخصّص آن هم مربوط به علم پزشكى يا مهندسى يا كامپيوتر و ساير علوم نيست