نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٩٨
و امّا رخدادهايى كه پيش مىآيد پس به راويان حديث ما مراجعه كنيد زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم.
اگر منظور از «حوادث واقعه» و «رواة حديث» در اين توقيع معلوم گردد آنگاه دلالت آن بر مدّعاى ما كه اثبات ولايت فقيه است روشن خواهد شد.
در مورد توضيح مراد از «حوادث واقعه» كه در متن توقيع شريف آمده بايد بگوييم بسيار بعيد است كه منظور از اسحاق بن يعقوب از آن، احكام شرعى و همين مسائلى كه امروزه معمولا در رسالههاى عمليه نوشته مىشود بوده باشد زيرا اوّلا براى شيعيان معلوم بوده كه در اينگونه مسائل بايد به علماى دين و كسانى كه با اخبار و روايات ائمه و پيامبر عليهم السّلام آشنايى دارند مراجعه كنند و نيازى به سؤال نداشته است. همانگونه كه در زمان حضور خود ائمه عليهم السّلام به علّت مشكلاتى نظير دورى مسافت و امثال آنها كه وجود داشته امامان شيعه مردم را در مورد مسائل شرعى به افرادى نظير يونس به عبد الرحمن، زكريا بن آدم و امثال آنان ارجاع مىدادند. همچنين نوّاب اربعه در زمان غيبت صغراى امام زمان عليه السّلام (كه هر چهار نفر آنان از فقها و علماى دين بودهاند) گواه روشنى بر اين مطلب است؛ و خلاصه اين مسأله براى شيعه چيز تازهاى نبوده است. و ثانيا اگر منظور اسحاق بن يعقوب از حوادث واقعه، احكام شرعى بود قاعدتا بايد تعبيراتى نظير اينكه «وظيفه ما در مورد حلالوحرام چيست؟» و يا «در مورد احكام الله چه تكليفى داريم؟» و مانند آنها را بكار مىبرد كه تعبير شايع و رايجى بوده و در ساير روايات هم بسيار بكار رفته است و به هر حال، تعبير «حوادث واقعه» در مورد احكام شرعى به هيچ وجه معمول و متداول نبوده است. و ثالثا اصولا دلالت الفاظ، تابع وضع آنهاست و كلمه