نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٨
پيشگفتار
به حق مىتوان «نظريه ولايت فقيه» را محورىترين و مهمترين پايه و اساس نظام سياسى اسلام در عصر غيبت امام زمان عليه السّلام دانست. نظريهاى كه در آخرين سالهاى قرن بيستم عملا كارآيى و صلاحيت دين را در اداره امور جامعه بر همگان آشكار ساخت و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى قدس سرّه با تكيه بر اين انديشه توانستند على رغم ميل همه قدرتهاى استعمارگر دنيا، نظام حكومت اسلامى را ايجاد كرده و بخوبى آن را اداره كنند.
درحالىكه از اواخر قرن شانزدهم ميلادى به اين طرف، در مغرب زمين انديشه جدايى دين از سياست و پاسخگو نبودن دين در رفع مشكلات اجتماعى و عدم توان آن در اداره امور جامعه از سوى دانشمندان علوم سياسى و نيز سياستمداران به شدّت ترويج شده بود و ارباب كليسا نيز آن را پذيرفته بودند، يك روحانى و مرجع مسلمان دينى توانست با تأسيس يك نظام حكومتى مبتنى بر اصول، ارزشها، احكام و در يك كلمه، انديشه دينى، دوست و دشمن را به حيرت وا دارد. او با تأكيد بر اين شعار كه «حكومت، فلسفه عملى تمام احكام اسلام است» و با تكيه بر اينكه «جمهورى اسلامى؛ نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد» و حذف كلمه «دموكراتيك» از نامى كه براى اين حكومت پيشنهاد كرده بودند، خواست علما و عملا نشان دهد كه «نظام جمهورى اسلامى» با