نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٦٨
چنين باشد كه ما بخواهيم براى بدست آوردن نظر يك دين در هر زمينهاى به اعمال و افكار متدّينان به آن دين مراجعه كنيم بدون شك در موارد زيادى به خطا خواهيم رفت. مثال روشن آن در مورد مسيحيت است. ما معتقديم مسيحيت واقعى و آنچه كه به عنوان آيين مسيح از طرف خداوند بر حضرت عيسى عليه السّلام نازل شده با آنچه كه امروز بنام مسيحيت معرفى مىشود و مسيحيان به آن اعتقاد مملوّ از تحريفهايى است كه در طول تاريخ به آن وارد شده است و اين اعتقاد، هم براساس حكم عقل و هم براساس تصريح قرآن در آيات متعدّد است. مثلا در سوره بقره مىفرمايد:
و اذ قال اللّه يا عيسى ابن مريم ءانت قلت للنّاس اتّخذونى و أمّى الهين من دون اللّه قال سبحانك ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحقّ[١] و آن هنگام كه خداوند گفت اى عيسى بن مريم آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم، و نه خدا را، دو خداى خود قرار دهيد؟ (عيسى) گفت منزّهى تو؛ مرا نمىرسد كه آنچه را در مورد من حقيقت ندارد بگويم.
اعتقاد به تثليت در مورد خداوند و اينكه حضرت عيسى پسر خداست چيزى است كه عقل سليم هم به هيچ روى آن را برنمىتابد در حالىكه از عقايد اصلى و اساسى مسيحيان است.
در مورد اسلام هم اگر بخواهيم براى بدست آوردن نظر اسلام راجع به موضوع و مطلبى به قول و فعل خود مسلمانان يا اكثريت آنان اعتماد كنيم ممكن است به چنين لغزشهاى فاحشى دچار شويم. مثلا در مورد همين مسأله مورد بحث ما اكثريت قاطع مسلمانان، كه اهل سنّت و
[١] - مائده/ ١١٦.