نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٦٣
پذيرش مردم و جامعه، حكومت و حاكميت ايشان تحقق و استقرار نيافت.
تا آنگاه كه خود مردم تمكين كردند و به خلافت و حكومت آن حضرت تمايل نشان دادند:
لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود النّاصر ... لا لقيت حبلها على غاربها[١] اگر نبود حضور مردم و اينكه بواسطه وجود يارىكننده حجت بر من تمام گرديده ... رشته كار حكومت را به حال خود رها مىكردم.
بنابراين از نظر شيعه بين نقش مردم در مشروعيت و نيز نقش مردم در تحقق و استقرار حكومت پيامبر و امامام معصوم عليهم السّلام هيچ تفاوتى وجود ندارد و در هر دو مورد (مشروعيت و تحقّق) كاملا نظير يكديگر هستند.
البتّه اخيرا برخى از نويسندگان شيعى مذهب اظهار كردهاند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در روز غدير حضرت على عليه السّلام را فقط به عنوان كانديدا معرّفى كرد كه اگر مردم خودشان هم مايلند آن حضرت را بعد از پيامبر به حكومت انتخاب كنند كه البتّه تاريخ نشان داد كه مردم به حكومت ايشان مايل نبودند. بنابراين ملاك مشروعيت حكومت بعد از پيامبر همان پذيرش مردمى و مقبوليت است.
امّا با توجّه به صراحت آيه «يا ايّها الرّسول بلّغ ...» و نيز رواياتى كه در تفسير آيه «اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم» و نيز فرمايشات پيامبر در روز غدير و همچنين ادّله فراوان و قطعى ديگرى كه در دست داريم اين نظر اخير را كاملا نادرست مىدانيم و به بطلان آن يقين كامل داريم.
ب- دوران غيبت و عدم حضور امام معصوم عليه السّلام: اگر نگوييم اتّفاق و اجماع فقهاى شيعه اما قطعا مىتوان گفت اكثريت قريب به اتّفاق فقهاى
[١] - نهج البلاغه فيض الاسلام/ خ ٣.