نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٦١
دوازده نفر هستند كه ويژگى مهّم همه آنها اين است كه «معصوم» هستند و آنها را نه پيامبر بلكه خود خداوند متعال براى خلافت و حكومت بعد از پيامبر نصب فرموده و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله هيچ نقشى در نصب آنها نداشته بلكه تنها وظيفه و نقش آن حضرت در اين زمينه، ابلاغ و رساندن دستور خداوند به مردم بوده است:
يا ايّها الرّسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته[١] اى پيامبر ابلاغ كن آنچه را كه از جانب پروردگارت بر تو نازل گشته است و اگر اين كار را انجام ندهى پس امر رسالت او را ادا نكردهاى.
اين آيه كه به اعتقاد شيعه در روز غدير خم و در مورد امر ابلاغ خلافت حضرت على عليه السّلام نازل شده، به روشنى دلالت دارد بر اينكه خلافت و جانشينى على عليه السّلام بعد از پيامبر به دستور و جعل خود خداوند بوده و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله در اين زمينه تنها نقش واسطه را داشته كه اين امر و فرمان خداوند را به مردم برساند. در مورد يازده امام ديگر نيز مسأله به همين صورت است. بنابراين همان مبنايى كه موجب مشروعيت حكومت و حاكميت پيامبر شد، يعنى نصب از طرف خداوند، مبناى مشروعيت امامان معصوم عليهم السّلام نيز بوده است و همانطور كه در مورد پيامبر گفتيم كه نقش مردم در مشروعيت حكومت آن حضرت صفر بوده و پذيرش و عدم پذيرش آنان در مشروعيت پيامبر هيچ تأثيرى نداشت، در مورد امامان معصوم عليهم السّلام نيز مطلب همين است و هيچ تفاوتى نمىكند. در مورد پيامبر گفتيم كه آن حضرت از جانب خداوند دو حكم و دو منصب داشت يكى حكم و منصب پيامبرى و يكى هم حكم و منصب حكومت؛ و همانطور
[١] - مائده/ ٦٧.