نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٤٥
است و كارى به آخرت ندارد، ربطى به خدا ندارد. اين همان تفكّر غلطى است كه در مغرب زمين چند قرن است رواج پيدا كرده و ذهنهايى را به خود مشغول داشته است و كمكم در كشور ما و بين مسلمانان هم رواج پيدا كرده و چنين القا مىشود كه اصلا جاى دين در عبادتگاه است و اثرش هم در آخرت است و ساير مسائل از حوزه دين خارج است. اما حقيقت اين است كه در اسلام چنين چيزى نيست (البته در ساير اديان هم نبوده است و بعد از تحريفها يا تفسيرهاى غلط است كه چنين چيزى پيدا شده) و آنچه كه از اسلام فهميده مىشود اين است كه انسان در اين عالم آفريده شده تا سعادت و يا شقاوت را براى خودش بسازد و سعادت و شقاوتش در سايه رفتارهاى همين جهانى او حاصل مىشود. اگر رفتارهايش طبق دستور خداوند باشد سعادت ابدى، و اگر خلاف دستورهاى خداوند باشد شقاوت ابدى برايش در پى خواهد داشت.
مغالطه نظريه دين اقّلى يا اكثرى اين است كه مىگويد در پاسخ به اين سؤال كه «انتظار ما از دين چه بايد باشد؟» دو گزينه بيشتر وجود ندارد؛ يك گزينه اينكه حداكثر مطالب را، غذا پختن و غذا خوردن را، خانه ساختن را، هواپيما و كشتى ساختن را، و ... از دين بخواهيم، كه روشن است اين گزينه باطل و غلط است، و گزينه ديگر اينكه آنچه مربوط به دين است يك حداقلّى است كه همان نماز و روزه و خلاصه رابطه فرد با خدا و مسأله آخرت است، امّا يك حداكثرى هم وجود دارد كه مربوط به دنيا مىشود و از جمله آنها مسأله اداره حكومت و سياست است و اينها ربطى به دين ندارد. و چون گزينه اوّل قطعا قابلقبول نيست، خودبخود گزينه دوّم اثبات مىشود. مغالطه در اين است كه اين مسأله فقط دو راه حل و دو گزينه ندارد بلكه گزينه سوّمى نيز مىتوان در نظر گرفت، كه