نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه

نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٤٤

كه يكى براى دنيا و ديگرى براى آخرت باشد.

مثلا غذا خوردن درست است كه مربوط به زندگى دنياست امّا مى‌تواند به گونه‌اى باشد كه آتش جهنّم را در پى داشته باشد و مى‌تواند اين‌گونه نباشد:

انّ الّذين يأكلون اموال اليتامى ظلما انّما يأكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا[١] همانا كسانى كه با ناحق اموال يتيمان را مى‌خورند قطعا آتش در شكم هايشان تناول مى‌كنند و زود است كه به آتش جهنّم واصل شوند.

ظاهر امر اين است كه دارند غذا مى‌خورند و شكمشان سير مى‌شود اما واقع اين است كه همين چيزى را كه مى‌خورند درواقع آتشى است كه در قيامت ظاهر خواهد شد و با آن خواهند سوخت و همين غذايى را كه مى‌خورند عذاب جهنّم آنها خواهد شد. و اگر كسى همين غذايى را كه مى‌خورد براى اين باشد كه بدنش نيرو و قوّت بگيرد تا بتواند خدا را عبادت و اطاعت كند، خود اين غذا خوردن عبادت مى‌شود و شخص به سبب آن مستوجب ثواب مى‌گردد و برايش بهشت مى‌سازد. ما هيچ فعلى كه از هيچ اندامى سر بزند نداريم مگر اين‌كه مى‌تواند اثرى در سعادت آخرت ما داشته باشد (اگر براى خدا باشد) و مى‌تواند اثرى در شقاوت ما داشته باشد (اگر برخلاف دستور و رضايت خدا باشد) و احيانا مى‌تواند بى‌تفاوت باشد (اگر از مباحات و كارهاى حلالى باشد كه هيچ جهت رجحانى در فعل و ترك آن لحاظ نشود). به هر حال چنين نيست كه زندگى ما دو بخش مستقل داشته باشد؛ يك بخش آن در مسجد و معبد و حسينيه انجام بگيرد كه آن مربوط به آخرت است و بقيه‌اش مربوط به خودمان‌


[١] - نساء/ ١٠.