نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ٣٧
گفته است؟ براى انسانهاى منصف و اهل منطق جاى هيچ شكّى باقى نمىماند كه اينگونه نيست. البته كسانى ممكن است از روى عناد خيلى چيزها را انكار كنند ولى با اين آيات صريح و روشنى كه در قرآن آمده انكار مداخله اسلام در امور سياسى و مربوط به اداره جامعه مانند انكار خورشيدى است كه هر روزه در آسمان ظاهر مىشود و تمامى كره زمين را گرما و روشنى مىبخشد.
به طريق ديگرى نيز مىتوان وجود آيات مربوط به سياست را در قرآن تحقيق كرد؛ بدين ترتيب كه براساس نظريه تركيب حكومت در نظام سياسى از سه قّوه به بررسى آيات قرآن بپردازيم. توضيح آنكه: معروف است از زمان منتسكيو به بعد هيأت حاكمه مركّب از سه قوّه دانسته شده است كه عبارتند از: قوّه مقنّنه، قوّه قضائيه و قوّه مجريه. اكنون مىتوانيم با اين ديد وارد قرآن بشويم و ببينيم آيا قرآن كريم به مواردى كه مربوط به يكى از اين سه قوّه است اشاره كرد يا نه؟ بديهى است در صورت وجود آياتى كه از وظايف و كارهاى اين قوا محسوب مىشود دخالت اسلام در سياست و در نتيجه، سياسى بودن دين اسلام آشكار خواهد شد.
كار قوّه مقننّه وضع قوانين و احكامى براى اداره امور جامعه است؛ اين كه در چه شرايط خاصّى مردم بايد چگونه رفتارهايى داشته باشند كه عدالت و امنيت و نظم در جامعه حاكم باشد، حقوق افراد تضييع نشود و جامعه رو به صلاح و پيشرفت برود.
در كنار قوّه مقنّه، قوّه مجريه قرار دارد كه كار آن اجراى قوانين وضع شده از سوى قوّه مقنّنه است كه در شكل هيئت دولت و نخست وزير يا رئيس جمهور و وزرا تبلور مىيابد.
و سرانجام در كنار اين دو قوّه، قوّه ديگرى بنام قوّه قضائيه قرار دارد كه