نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٣٩
اساتيد رياضى كشور دراينباره نظر بدهند، براى تعيين فقيه نمونه و اصلح نيز راه معقول و درست اين است كه فقها نظر بدهند كدام فقيه از ديگران شايستهتر است و مراجعه به آراى عمومى و رأى مستقيم مردم، در اين مسأله نمىتواند ملاك باشد. و آنچه كه در حال حاضر در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نيز وجود دارد و عمل مىشود همين است كه تعيين رهبرى و ولىّ فقيه بر عهده مجلس خبرگان است؛ خبرگانى كه همگى آنان اهل فقه و فقاهند و ساليان متمادى در اين رشته كار كرده و عمر خويش را صرف نمودهاند.
امّا اين خبرگانى كه در نهايت مىخواهند ولىّ فقيه را معيّن كنند خودشان به دو طريق ممكن است انتخاب شوند. يكى اينكه در هر شهرى كه چند فقيه وجود دارد آنان از ميان خودشان يك نفر را كه شايستهتر مىدانند معرّفى مىكنند و در مرحله بعد در سطح استان چنين انتخابى صورت بگيرد و در نهايت عدّهاى به اين ترتيب براى مجلس خبرگان معرّفى شوند. راه ديگر اين است كه در هر استان يا در هر شهرى، اين افراد را از طريق انتخابات عمومى تعيين كنيم زيرا با توجّه به اينكه معمولا تعداد فقها و افرادى كه در حدّ اجتهاد باشند زياد نيست و گاهى در يك شهر حتّى يك نفر هم كه در اين حدّ باشد يافت نمىشود، لذا درست است كه عموم مردم خودشان متخصّص در فقه و اجتهاد نيستند امّا با توجه به اينكه تعداد اين افراد در هر شهر يا هر استان بسيار اندك است مىتوانند با كمى تحقيق و پرسوجو بفهمند چه فرد يا افرادى شايستگى بيشترى از ديگران دارند. نظير اينكه بخواهيم بهترين متخصّص قلب را در يك شهر يا يك استان پيدا كنيم كه گرچه خودمان متخصّص قلب نيستيم امّا مىتوانيم با مراجعه به پزشكان و متخصّصان و تحقيق از راه