نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٣٧
بايد در سطح شهر راه بيفتيم و طىّ يك آمارگيرى تصادفى از همه اقشار مردم جامعه، از طلافروش و رفتگر و فرشفروش و راننده اتوبوس شركت واحد گرفت تا خانمهاى خانهدار و كشاورزان و دانشجو و متخصّص مغزواعصاب سؤال كنيم و نظر آنها را جويا شويم و از آنان بپرسيم استاد نمونه و برتر رياضى در سطح كشور چه كسى است؟ بسيار روشن است كه اوّلا اين روش، غير علمى و نابجاست و نتايج اين آمارگيرى هرچه باشد فاقد هرگونه اعتبار و ارزش است و ثانيا اصولا اگر افرادى كه اين سؤال از آنان پرسيده مىشود آدمهاى منطقى و منصفى باشند پاسخ خواهند داد اين مسأله در تخصّص من نيست و از پاسخ دادن به آن معذورم. به هر حال شكّى نيست كه براى انتخاب استاد نمونه رياضى كشور، كسى از اين روش استفاده نمىكند و اگر هم بكند غير قابل قبول و مردود است.
بديهى است كه توان و تخصّص يك استاد رياضى را كسى مىتواند ارزيابى كند كه خودش با رياضيات سروكار دارد و اهل اين رشته است. و آنچه در مواردى شبيه اين، عمل مىشود به اين صورت است كه صاحب نظران و متخصّصان مربوطه نظر مىدهند. مثلا در اين مثال، ابتدا در هر دانشگاهى اساتيد رياضى آن دانشگاه، بهترين استاد را از ميان خودشان معرّفى مىكنند و اگر در يك شهر بيش از يك دانشگاه وجود دارد اساتيد معرّفى شده و منتخب دانشگاههاى يك شهر باز از ميان خودشان يك نفر را معرّفى مىكنند و باز در سطح استان، اساتيد منتخب شهرها جمع مىشوند و از ميان خودشان يك نفر را معرّفى مىكنند و مثلا سى استاد از سى استان كشور به اين ترتيب معرّفى و انتخاب مىشوند و باز اينها هم بين خودشان مشورت و گفتگو مىكنند و در نهايت، از ميان اين جمع