نگاهى گذرا به نظريه ولايت فقيه - مصباح يزدي، محمد تقي - الصفحة ١٢٩
معمولا اين طور است كه برخى فاضلتر و برتر از ديگرانند كه اصطلاحا در فقه از آن به اعلم و غير اعلم تعبير مىكنند و نظر مشهور و اكثريت فقها و مجتهدين اين است كه تقليد از اعلم را واجب مىدانند و تقليد از غير اعلم و رجوع به او را جايز نمىشمارند.
اكنون با توجّه به توضيحات مذكور، سؤالى كه در بحث ما مطرح است اين است كه آيا ولىّ فقيه بايد كسى باشد كه از نظر قدرت استنباط احكام شرعى و فقاهت، قوىتر و برتر و به اصطلاح، اعلم و افقه از ساير فقها و مجتهدين باشد يا چنين شرطى در مورد ولىّ فقيه لزومى ندارد و برخوردارى از اصل قدرت و تخصّص اجتهاد كافى است؟
و امّا پاسخ اين سؤال اين است كه بايد توجّه داشته باشيم همانگونه كه در بحث ادلّه اثبات ولايت فقيه هم اشاره كرديم، ولىّ فقيه علاوه بر فقاهت بايد از دو ويژگى مهمّ ديگر يعنى تقوا و كارآيى در مقام مديريت جامعه نيز برخوردار باشد كه اين ويژگى اخير (كارآمدى در مقام مديريت جامعه) خود مشتمل بر مجموعهاى از چندين ويژگى بود. بنابراين تنها معياردر مورد ولىّ فقيه، فقاهت نيست بلكه تركيبى از معيارهاى مختلف لازم است و براى تشخيص ولىّ فقيه بايد مجموع اين ويژگىها و شرايط را لحاظ كرد و با نمره دادن به هريك از آنها معدّل مجموع امتيازات را در نظر گرفت. نظير اينكه اگر بخواهيم مثلا فردى را براى رياست دانشگاه تعيين كنيم، يك معيار را در نظر نمىگيريم بلكه چندين معيار براى ما مهم است. معيارهايى از قبيل داشتن مدرك دكترا، سابقه تدريس، سابقه كار اجرايى و مديريتى، مقبوليت نزد اعضاى هئيت علمى و اساتيد و دانشجويان مىتوانند از مهمترين ملاكهاى چنين انتخابى باشند. اگر ما اين ويژگىها را براى رئيس دانشگاه شرط دانستيم افراد مختلفى مطرح