حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٨٤
فرمان دهد كه نرويد، بمانيد.[١] همچنين در نامه ديگرى فرموده:
بر شما باد كه با هم وابستگى و دوستى داشته به هم ببخشاييد و از پشت كردن به يكديگر و جدايى از هم بترسيد.[٢] در نامهاى كه به مالك اشتر مرقوم فرموده، جملگى به رفق و ملايمت با خلق سفارش فرموده و سراسر نامه بر دورى از تبعيض غير معقول و ابرام در مديريتى كه حافظ جامعه صالح باشد، تأكيد شده است، و چنين مىفرمايد:
و كارى كه بايد بيش از هر كار دوست داشته باشى، ميانهروى در حقّ است و همگانى كردن آن در برابرى و دادگرى كه بيشتر سبب خشنودى رعيّت مىگردد.[٣] و نيز بر اجتناب از اختلاف و دورى از سعىكنندگان در اختلاف و عاملين بر هم زدن وحدت مردم و كسانى كه پيوسته در جستوجوى عيوب مردم هستند، سفارش بسيار كرده است.[٤] و نيز در همان نامه فرموده:
و سنت صالحهاى را كه بزرگان اين امت به آن رفتار نمودهاند و الفت و انس به سبب آن پيدا شده و كار مردم بر آن منظّم گرديده، ناديده مگير و زير پا مگذار، و نبايد سنت و طريقهاى را به كارگيرى كه به سنتهاى گذشته زيان رساند.[٥] سپس در آن نامه مردم را دستهبندى كرده و براى هريك دستورى مناسب صادر فرموده، آن چنانكه متفرقات را در مجتمع واحد گردآورى نموده و به صورت هماهنگ تحت ضابطه خاصى نگه داشته است. اينك به دستور بسيار ظريفى كه در نظام و رعايت
[١] - فيض الاسلام، ترجمعه و شرح نهج البلاغه، نامه ٤٧:« فاسمعوا له و اطيعوه فيما طابق الحق ... فإن أمركم ان تنفروا فانفروا و ان امركم ان تقيموا فاقيموا».
[٢] - همان: و عليكم بالتواصل و التباذل و اياكم و التدابر و التقاطع».
[٣] - همان، نامه ٥٣:« و ليكن احب الامور اليك اوسطها فى الحق و اعمّها فى العدل و اجمعها لرضا الرّعيه».
[٤] - همان:« و ليكن ابعد رعيتك منك و اشنأهم عندك اطلبهم لمعائب الناس».
[٥] - همان:« و لا تنقض سنة صالحه عمل بها صدور هذه الأمّه و اجتمعت بها الألفه و لا تحدثنّ سنّة تضرّ بشىء من ماضىتلك السّنن».