حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٨٠
است و خاسر كسى است كه آيات الهى را نپذيرد و نيز اعلام فرمود كسى كه آيات الهى را نپذيرد، به خود و خويشاوندان خود ضرر غير قابل جبران وارد كرده است. در آيه ديگر دستورات قرآن و تمامى احكام اسلام را مطابق با فطرت دانسته و مىفرمايد:
پس تو اى رسول (با همه پيروانت) مستقيم روى به جانب آيين پاك اسلامآور و پيوسته از طريقه دين خدا كه فطرت خلق را بر آن آفريده است پيروى كن كه هيچ تغييرى در خلقت خدا نبايد داد.[١] يعنى قرآن و دين اسلام همان است كه فطرت انسانى برحسب آن آفريده شده است.
البته چنانكه ديدهايم پروردگار متعال به خواستههاى فطرى، طبيعى و غريزى در ابعاد مختلف آن جواب مثبت داده و فوايد و خواص و زيبايىها و جذابيتهايى را كه خداوند متعال آفريده است همان است كه هرگاه انسان بدان توجه كند همان را مىخواهد و گويى از قبل، خود آن را خواسته است.
پس محال است چنين آيينى نسبت به يكى از طبيعىترين مسائلى كه لازمه زندگى انسانهاست بىتفاوت و بىتوجه باشد.
انسان بالطبع مدنى است
زندگى انسانى به گونهاى است كه نمىتواند به تنهايى تمام نيازهاى خود را تأمين كند و بدين سبب بايد به طور جمعى زندگى كند كه اين امر اساس نهاد جامعه است. در اين زندگى انسانها به صورت تعاونكاوها را انجام مىدهند و هر فرد گوشهاى از حاجات جامعه را برطرف مىكند و زندگى ايده آل بشرى تأمين مىگردد و در پناه اين تعاون نسل بشرى تداوم مىيابد؛ زيرا زندگى فردى انسان به شدت در معرض حوادث خطرناك بوده و آسيبپذير است.
تشكل اجتماعى: اجتماع و تشكل معقول آن از ضرورىترين مسائل انسانى است كه بقاى نسل آن را طلب مىكند و حب ذات او، كه پيوسته درصدد مقتضيات بقاى او است، در اين مسئله مهم، كوشا و پىگير است؛ زيرا طبع او طورى است كه به شدت از نابودى بيمناك است و كابوسى سهمگينتر از خطر مرگ احساس نمىكند
[١] - روم( ٣٠) آيه ٣٠:\i« فاقم و جهك للدين حنيفا فطرة التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق اللّه ذلك الدّين القيّم».\E