حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٧٢
گردآمده، يكديگر را كمك مىكنند و من صبر مىكنم، مادام كه بر جمعيّت شما نترسيده باشم.[١] ولى اين نصرت و يارى از نظام اسلامى از همان على امير مومنان عليه السّلام است كه در خطبهاى ديگر فرموده:
خدايا من بر قريش و كسانى كه آنها را يارى مىكنند از تو كمك مىطلبم؛ زيرا آنها خويشى مرا قطع كردند و بزرگى مقام و منزلت مرا كوچك شمردند و در امر خلافت كه اختصاص به من داشت، بر دشمنى با من اتفاق كردند.[٢] همچنين ابن ابى الحديد در شرح خطبه ١٧٣ نهج البلاغه آورده كه حضرت فرموده است:
خدايا از آن روزى كه رسول اللّه رحلت نمود تا كنون همواره مظلوم بودهام.[٣] راستى شكوههاى امير مومنان عليه السّلام طورى است كه قلبها را مىسوزاند. با وجود اين دردهاى سوزان، هرگز دست از ياورى اسلام برنداشت و هرگز ناراحتىهاى او موجب نشد كه كارى كند كه اصول نظام خدشهدار شود. از اين جريانهاى تعجبآور تاريخى و روايى به خوبى در مىيابيم كه شارع مقدس چهقدر تشكل و نظام اسلامى و جمعيت و شئون آنان را عظيم و پراهميت مىداند. على عليه السّلام در خانه مىنشيند تا شعاير الهى باقى بماند و هرگز جايز نمىداند كارى كند كه حريم اسلام هتك شود.
حضرت صدّيقه طاهر پس از لطمهها و صدمات بسيار، آنگاه كه فرمود: «اشتملت شملة الجنين»، در جواب از مولا و امام خود شنيد كه اگر بخواهى شعار اسلام باقى بماند، دستور صبر حتمى است و هيچ چارهاى جز سكوت نيست.
عجيبتر آن كه چه بسيار مىديد كه مسئولين زمان مرتكب خلافهاى بيّن مىشوند و آنچه نبايد صورت گيرد، واقع مىشود، عكس العمل امام عليه السّلام بسيار ملايم و با نصيحت مشفقانه بود، چنانكه فرمود:
[١] - همان، خطبه ١٦٩، ص ٥٥١:« ان هؤلاء قد تمالؤوا على صخطة امارتى و سأصبر ما لم تخف على جماعتكم».
[٢] - همان، خطبه ١٧١، ص ٥٥٥:« اللهم انى استعينك على قريش و من اعائهم، فانهم قطعوا رحمى و صغّروا عظيم منزلتى و اجمعوا على منازعتى امرا هو، لى».
[٣] - ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه ج ٩، ص ٣٠٦:« مازلت مظلوما منذ قبض رسول اللّه حتى يوم الناس هذا».