حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٥٣
طرف خداى متعال، نيازمند نيست. البته بعض از علوم در ايام شرايع سابق و نيز در زمان شريعت مقدسه اسلام مىتوان يافت كه مبادى و بعض از مقدمات تصديقى را از مقام وحى گرفتهاند و سپس محققان در توسعه آن كوشيدهاند، ولى رسالت اصلى انبيا عليهم السّلام مربوط به علومى است كه فقط دسترسى به آن از جانب وحى و دستور مستقيم الهى است كه البته اين علوم الهى نيز، در قرآن كريم، به طور تفصيل بيان نگرديده است و تبيين و توضيح آنها، بر عهده سنّت گذاشته شده است. احكام نماز و روزه و بسيارى ديگر از احكام لازم در مديريت بشرى ... از احكا م تعبدى محض است و حتما رسالت پيامبران به جهت ابلاغ همين كرامت به انسانهاست كه به وسيله فقها، نصيب ملّت اسلام مىگردد.
پس علم اشراقى ائمه عليهم السّلام، وارث و حافظ و نگهبانانى دارد كه بتوانند مراد و مقاصد ائمه عليهم السّلام را دريافته و آن را براى مردم تبيين كنند و چنانكه يادآورى شد، استنباط فقها، از سنخ علم اشراقى انبيا عليهم السّلام نيست، ولى آنچه را از احكام و دستورات، از طريق استنباط، به دست مىآيد، جملگى حكم انبيا عليهم السّلام است؛ يعنى استنباط، عبارت است از كوشش فقيهان براى رسيدن به دستوراتى كه انبيا عليهم السّلام از راه وحى، تلقى كردهاند، و فقيه، آنها را با قواعد علمى متناسب، به دست آورده و به مردم ارائه مىكند. اگرچه تمام قواعد علوم استنباطى، يا عقل محض بر آن حكم است و يا جملگى از طرف شارع، امضا شده و مورد قبول است.
اين نوع شبهات، از شخصيتى كه خود، واقف به فنون فقاهت است، بسيار بعيد است؛ مگر آن كه اغراض خاصّى را در نظر داشته و برحسب آن اغراض، چنين خردهگيرى كند.
گويى روش اين گونه از اشكالها، روش آن سلسله از انسداديون است كه راه را بر واقع مسدود دانستهاند، با اين فرق كه آنان در صورت انسداد علم يا علمى، عقل را در عمل به ظنون براى تشخيص وظايف مستقل مىدانند و ايشان در زمينه راهيابى به واقع، به طور كلى، حكم عقل را معزول، و ظنون را، معذّر يا منجّز، ولى دور از واقعيت و بسى محجوب، تصوير مىكنند.
اگر براى روشنتر شدن مسئله، ادله اعتبار دلايل فقهى با تخصص خاص فقهى مورد توجه دقيق قرار گيرد و پس از كسب اعتبار، كيفيت استدلال به آن ادله براى كشف احكام شرع، با نظرى متقن نگريسته شود، روشن مىشود كه شارع مقدس، چگونه حقايق