حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ١٥٧
٦٨. ايشان در مبسوط، كتاب قسم مىفرمايد:
اگر از ناحيه مرد ضرر و صدمهاى بر زن وارد شود و مرد بر اين كار اصرار داشته باشد، حاكم زن را در جايى ساكن مىكند كه شخص مورد اعتماد وى، بر او اشراف داشته و بر حال او نظارت كند و از اذيت مرد نسبت به زن جلوگيرى نمايد. همينطور است اگر هركدام از زوجين از ديگرى شكايت كنند. حاكم، آنها را در خانه كسى كه به او اعتماد دارد، ساكن مىكند تا او بر حالشان مطلع شده و ظالم شناخته شود.[١] ٦٩. وى به مبسوط، كتاب صداق مىگويد:
اگر (مرد مسلمان) با اهل كتاب ازدواج كند و مهر ياد دادن تورات باشد، مهر فاسد است؛ زيرا كتاب تورات منسوخ مىباشد و حاكم، اين عقد را فسخ مىكند.[٢] ٧٠. ابن فهد در مبسوط، كتاب نكاح فرمود:
اگر اولياى آنها، ايشان را به ازدواج با همسر هم شأن خود دعوت نمودند، بايد اجابت كنند. اگر سرپيچى كردند، حاكم آنها را مجبور خواهد نمود و باز هم اگر سرپيچى كردند، حاكم او را به تزويج در مىآورد (شوهر مىدهد). اگر ولى او كه پدر و جد باشند، غايب يا مفقود باشند ... كسى ديگر حق شوهر دادن آنها را ندارد.[٣] ٧١. ايشان در مبسوط، كتاب نكاح مىفرمايد:
اگر كسى مسلمان شود و هشت همسر داشته باشد، انتخاب چهار همسر بر او واجب بوده و بايد از بقيه جدا شود، در غير اين صورت حاكم او را به اين كار مجبور مىكند؛ زيرا مسلمان اجازه ندارد بيش از چهار زن داشته باشد ...
بر عهده حاكم است كه او را حبس تعزيرى كند؛ زيرا واجب را ترك نموده است
[١] - همان، كتاب القسم، ج ٤، ص ٣٣٠:« إذا ظهر من الزوج إضرار بالزوجة، فيصرّ على أذاها، فإنّه يسكنها الحاكم في دار في ناحية من يثق به، حتّى يشرف عليها و ينظر في حالها و يمنعه في أن يظلمها. و كذلك إذا تشكّى كلّ واحد منهما من صاحبه، فيسكنهما دار من يثق به، حتّى يطلع عليهما و يعرف من الظالم».
[٢] - همان، كتاب الصداق، ص ٢٧٥:« فأمّا أن تزوّج كتابية على أن يلقّنها شيئا من التوراة، فالمهر فاسد؛ لأنه مبدّل منسوخ و الحاكم يفسخ ذلك».
[٣] - همان، كتاب النكاح، ص ١٧٨:« و متى دعت الأولياء إلى كفو، كان عليهم الإجابة. فإن أبوا؛ أجبرهم السلطان. فإن أبوا، زوّجها السلطان إذا كان الولى الذي هو الأب أو الجدّ غائبا مفقودا- ... و ليس لأحد أن يزوّجها».