حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ١١١
امور جامعه را بر عهده داشتند، حاكم و عامل تعيين مىكردند و خمس و زكات و مالياتهاى شبيه به آن را طلب مىنمودند.
خلفاى پس از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله نيز بر همين سيره رفتار مىكردند، چنانچه امام جماعت مسجد حاكم هم بود، واينروش ادامه داشت. حتى مساجد جامعه در كنار ساختمان حكومتى ساخته مىشد و خلفا خود نمازهاى جمعه و عيد را اقامه مىكردند و خود به مسائل حج مىرسيدند؛ زيرا اين عبادات در بر گيرنده فوايد سياسى بسيارى بود كه در ساير عبادات پيدا نمىشد.
خلاصه آنچه گفته شد اين است كه:
١. ما نيازهاى اجتماعى داريم كه برآوردن آن وظيفه رهبر جامعه است.
٢. اسلام به اين نيازها بىتوجهى نكرده و انجام آن را بر عهده مدير جامعه اسلامى گذاشته است.
٣. مدير و رهبر جامعه اسلامى كسى جز رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله و جانشينان او نمىباشند.
بنابراين مىگوييم: همانطور كه ما شيعيان اعتقاد داريم خلافت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و اله پس از ايشان به ائمه عليهم السّلام اختصاص دارد و رسول اكرم آنان را براى خلافت تعيين نموده، لذا مرجع اجراى امور سياسى مردم آنان هستند و مسلمانان هم بايد به آنها رجوع كنند و آنان را در انجام اين وظيفه يارى نمايند.
اين مسئله نزد اصحاب عليهم السّلام امرى ارتكازى بوده است. لذا مىگوييم اين امور اجتماعى از ضروريات زندگى شيعه بوده و در دوران ائمه عليهم السّلام هم شيعه قدرت رجوع به آنها را نداشتند؛ زيرا شيعيان در شهرهاى مختلف بوده و يا ائمه عليهم السّلام به وسيله قدرتهاى غاصب از انجام آنها ممنوع بودند. لذا بدون هيچ ترديدى در مىيابيم كه امثال زراره و محمد بن مسلم در مورد اين مسائل به ائمه عليهم السّلام رجوع مىكردند و يقين داريم كه ائمه هم نياز آنها را برآورده مىكردند، يا كسى را تعيين مىكردند تا مشكلات آنها را حل كند، به ويژه اينكه خودشان تحت نظر دولتهاى غاصب بودند و يا اينكه شيعيان متفرق بودند و مىدانستد مردم در عصر غيبت به امام دسترسى ندارند و ائمه هم شيعه را از آن آگاه كرده و براى آن آماده مىنمودند.
آيا محتمل است ائمه عليهم السّلام، شيعه را از رجوع به حكام جور نهى كنند و درعينحال به اين امور بىتوجه باشند و شيعه را بلاتكليف رها كرده و كسى را معين نكنند تا شيعه