حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ١٠٤
فصل ششم: زندگى اجتماعى اسلام چگونه شكل مىگيرد؟
فصل هفتم: دو منطبق عقلى و احساسى
فصل هشتم: معناى طلب اجر نزد خدا و اعراض از غير خدا چيست؟
فصل نهم: حريت در اسلام چه معنايى دارد؟
فصل دهم: راه و روش تحوّل و تكامل در مجتمع اسلامى چيست؟
فصل يازدهم: آيا شريعت اسلامى براى سعادت اين زندگى دنيوى كافى است؟
فصل دوازدهم: چه كسى رهبرى جامعه اسلامى را به دوش مىگيرد و روش او چيست؟
فصل سيزدهم: مرز كشور اسلامى عقيده است، نه مرز خاكى معروف.
فصل چهاردهم: اسلام با تمامى شئون خود اجتماعى است.
فصل پانزدهم: در نهايت دين حق بر دنيا غالب خواهد شد.
اين فيلسوف، محقق و متفكّر اسلامشناس در همه اين فصول، با تمسك به آيات قرآنى، اثبات مىكند كه آنچه مىتواند حيات اجتماعى انسان را هدايت كرده و به تمام ابعادش جواب مثبت دهد و با مديريت اجتماعى معقول خود، او را در تمام زمينهها، رهبرى كند، فقط قوانين اسلام است كه انسان، در ضوء آن راهى را طى مىكند كه به دنياى معقول و كمال آخرت خود راه مىيابد. فقط، قوانين اسلام است كه براى مداخله دنياپرستان و سودجويانى كه هميشه در سايه رنج انسانهاى مظلوم به منافع كلان و آسايش حيوانى خود رسيدهاند، راه را بسته و با آبادانى همان دنياى عقل پسند امّت خود، راهگشاى آخرت و ابديت سعادتمند او مىشود.
همچنين در الميزان و در رسالهاى كه به نام «اجتهاد و تقليد و ولايت و زعامت» مرقوم فرمودهاند، ذيل آيه شريفه ١٤٤ از سوره آل عمران فرمودهاند:
اين آيه، در مورد جنگجويان غزوه احد است. پس از آن كه شايع شد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله كشته شده، بعضى از آنان ميدان جنگ را رها كرده و فرار كردند. در اين هنگام آيه «و ما محمّد ...» نازل شد و در آن، فراريان را مورد تشنيع و توبيخ شديد قرار داد و فرمود «آيا بايد به جاهليت اوّل برگرديد؟» حال بايد ديد، اين توبيخ از چه جهت بود؟ آيا به جهت اين بود كه از اسلام برگشته بودند؟ آيا به خاطر اين بود كه نماز نمىخواندند؟ آيا ... و يا به خاطر اين است كه آنان خيال كردند، پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله، اسلام از بين رفته و حكومتى به نام «حكومت اسلامى» نخواهد بود؟