حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٩٥
٣. «و شما مؤمنان هرگز نبايد با ظالمان همدست و دوست باشيد وگرنه آتش كيفر آنها شما را هم در بر خواهد گرفت».[١] روايات: ١. عمر بن حنظله مىگويد: «درباره دو مرد شيعه كه در مورد قرض يا ميراث اختلاف نظر داشته و براى حكم بين خودشان نزد حاكم يا قاضى جور رفتهاند، از امام صادق عليه السّلام سؤال كردم، آيا عمل آنان جايز است؟
حضرت فرمود: هر كس نزد ايشان در حق يا باطلى حكم بگيرد، او از جبت و طاغوت حكم گرفته و از اين كار نهى شده است، اگرچه به نفع او حكم شده باشد و تصرف حرام است، هرچند حق او ثابت باشد؛ زيرا حكم خود را از كسى اخذ كرده كه خداى تعالى به دشمنى و مخالفت با او امر فرموده است. خداوند- عز و جل- مىفرمايد «يريدون ان يتحاكموا الى الطاغوت و قد امروا ان يكفروا به».[٢] ٢. شيخ انصارى در كتاب مكاسب محرمه، روايت يونس بن يعقوب را نقل مىكند كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «در ساختن مسجد ايشان را يارى مكن».[٣] ٣. صفوان مىگويد: بر امام موسى كاظم عليه السّلام وارد شدم، امام فرمودند:
«اى صفوان همه چيز تو خوب است جز آن كه تو شترهايت را به اين مرد (هارون الرشيد) كرايه مىدهى. عرض كردم: قسم به خدا براى خوشگذرانى و فساد به او كرايه نمىدهم. فرمود: آيا دوست دارى زنده بماند تا اينكه كرايه تو را بپردازد؟ عرض كردم:
آرى. فرمود: هر كس بقاى ايشان را دوست داشته باشد از ايشان است و هر كه با ايشان باشد داخل در آتش شده».[٤]
[١] - هود( ١١) آيه ١١٣:\i« و لا تركنوا إلى الذين ظلموا فتمسّكم النار».\E
[٢] - بحار، ج ٢، ص ٢٢٠: روايت عمر بن حنظله؛ قال: سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن رجلين من أصحابنا، بينهما منازعة في دين أو ميراث، فتحاكما إلى السلطان أو إلى القضاة؛ أيحلّ ذلك؟ قال عليه السّلام: من تحاكم إليهم في حق أو باطل، فانّما تحاكم إلى الجبت و الطاغوت المنهي عنه. و ما حكم له، فإنّما يأخذ سحتا و إن كان حقه ثابتا؛ لأنّه أخذه بحكم الطاغوت و من أمر اللّه عزّ و جلّ أن يكفر به. قال اللّه عز و جل\i« يريدون أن يتحاكموا إلى الطاغوت و قد أمروا أن يكفروا به.\E
[٣] - وسائل، كتاب التجارة، باب ٤٢ از ابواب ما يكتسب به:« لا تعنهم على بناء مسجد».
[٤] - همان: روايت صفوان؛ قال: دخلت على أبى الحسن الأوّل موسى بن جعفر عليه السّلام؛ فقال: يا صفوان! كلّ شيء منك حسن، ما خلا شيئا واحدا. قلت: جعلت فداك ايّ شيء؟ قال: إكراؤك جمالك من هذا الرجل( يعنى هارون الرشيد). قلت: و اللّه ما اكريته أشرا و لا بطرا! ... قال: اتحبّ بقاءهم حتّى يخرج كراؤك؟ قلت: نعم. قال: من احبّ بقاءهم، فهو منهم و من كان منهم، كان ورد النار».