حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٥٥
واحد و حجيّت ظهور، از باب امضاى بناى عقلاست و لا غير و ايشان در مقصد ششم از بحث امارت معتبر در توضيح اين مسئل فرمودهاند:
بر كسى كه كوچكترين تأمّلى در مجاورات عرفى مردم نمايد، شكى نمىماند كه ظاهر كلام، ملاك فهم و مقصود گوينده كلام است؛ بدان معنا كه مقصد او را از گفتارش بدان هيچگونه ترديد مىيابند. بر هيمن اساس است محور گفتار و خطاب مردم بدون آن كه كوچكترين چشمپوشى بشود. مردم از گفته «على ايستاده است» عقلا چنين مىفهمند كه على اراده ايستادن دارد و بيان اين گفته براى فايده رساندن است و گويند هم قصد دارد مضمون جمله را برساند ... همه اينها قرارداد و اصولى استكه خود مردم در گفتارهاى روزمرّه قرار دادهاند و هرگز هيچ عاقلى در اين گونه اصول عقلايى هيچگونه شك و ترديدى به خود راه نمىدهد و در كشف مقاصد گوينده هيچگونه درنگى نمىكند و با اطمينان تمام به مضمون كلمات گوينده، خود را عالم مىداند.[١] همچنين امام خمينى در مقصد ششم از بحث «حجيت ظنّ» آورده است:
حجيت امارات نزد شرع چيزى جز تأييد آنچه در دست عقلا بوده، نمىباشد، بدون آن كه چيزى بر آن اضافه يا از آن كم كرده باشد.[٢] در مقصد ششم از بحث حجيت خبر واحد، فرمودهاند:
علماى ما به روايات بسيارى كه در اين مورد وارد شده استدلال كردهاند. رواياتى كه شيخ جليل القدر حرّ عاملى آنها را جمعآورى كردهاند ... ما نيازى به نقل آنها نمىبينيم ... ولى نظر خود را به نكتهاى كه بارها به آن اشاره شده، جلب مىكنيم و آن اينكه: رواياتى كه ما از آنها آگاه شديم و آنها را يكى پس از ديگرى ملاحظه كرديم و در آنها دقت نموديم، بر اين امر دلالت ندارد كه شرع ارزش خبر واحد را
[١] - و لا ريب لمن له أدنى إلمام بالمحاورات العرفية، في أنّ ظواهر الكلام متّبعة في تعيين المراد و عليه يدور رحى التكلّم و الخطابات من دون أي غمض منهم أصلا. إنّهم يفهمون من قول القائل:« زيد قائم» بالدلالة العقلية على أنّ فاعله مريد له و أنّ صدوره لغرض الإفادة و أنّ قائله أراد إفادة مضمون الجملة إخباريا أو إنشائيا لا لعرض أخرى .... كلّ ذلك أصول و بناء منهم في محاوراتهم العرفية و لا يصغون إلى من أراد الخروج عن هذه القواعد.
[٢] - إنّ حجيّة الأمارات، ليس إلّا إمضاء ما كان في يد العقلاء في معاشهم و معادهم من غير أن يزيدّ عليه شيئا أو ينقص منه شيئا.