حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٤٨
نقل مىكند و مىگويد آن امام عليه السّلام وارد منزل پدرم شد و بسيار اجلال گرديد. سپس من از جميع كتّاب، قضات، فقها كه مىپرسيدم، جملگى را تجليل مىكردند.[١] ٧. در فهرست ابن نديم، ذيل شرححال محمد بن شجاع الثلجي- كه اواخر قرن دوم مىزيسته- آمده است:
اسحاق بن ابراهيم به من گفت: «حاكم شهر مرا خواست و به من گفت: انتخاب كن از ميان فقها مردى را كه حديث نوشته و فقيه و صاحبنظر باشد ... تا در احكام از او تقليد كنم. من به او گفتم: من جز محمد بن شجاع كسى را با اين صفات نمىشناسم».[٢] ٨. در فهرست ابن نديم آمده است: بعضى اصحاب حديث از فقهاى نزديك به عصر ابو حنيفه، ابو حنيفه را اين گونه مدح گفتهاند: «إذا سمع الفقيه بها و عاها و أثبتها بحر في صحيفة».
٩. در فهرست ابن نديم آمده است: بعضى از شاگردان مكتب شافعى، دو كتاب تأليف كرده است: كتاب «اختلاف الفقهاء الكبير» و كتاب «اختلاف الفقهاء الصغير».
١٠. فهرست ابن أبي زناد (متوفاى ١٧٤ ق.) كتابى تأليف كرده به نام «رأى الفقهاء السبعة من أهل المدينة».
١١. فهرست اوزاعى (متوفاى ١٥٩ ق.) كتابى تأليف كرده به نام «السنن في الفقه».
در فهرست ابن نديم، كتب بسيارى را مىشمارد كه نام آنها «السنن في الفقه» است.
١٢. اسد حيدر، در كتاب الإمام الصادق عليه السّلام آورده است:
احمد بن حنبل هميشه نهى مىنمود كه از ديگران تقليد شود. ابو داود مىگويد:
«به احمد اوزاعى كه از مالك تبعيت مىكرد»، گفتم: «... نه از من تقليد كن و نه از مالك و نه از ثورى. تقليد مرد در امور دينى دليل بر ضعف فقهى او است».[٣]
[١] - كافى، ج ١، ص ٥٠٤.
[٢] - قال لي إسحاق بن إبراهيم، دعائى أمير المؤمنين، فقال لي: اختر من الفقهاء رجلا قد كتب الحديث و تفقّه معالرأى- إلى أن قال- حتى أقلّده القضاء. قلت لا أعرف رجلا بهذه الصفة غير محمد بن شجاع.
[٣] - اسد حيدر، الامام الصادق عليه السّلام، ج ١٢، ص ١٥١:« عن الإمام أحمد بن حنبل كان ينهى عن التقليد. قال أبو داود:« قلت لأحمد الأوزاعى و هو أتبع من مالك- إلى أن قال- لا تقلّدني و لا تقلّد مالكا و لا الثوري. من قلّة فقه الرجل، أن يقلّد دينه الرجل».