حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ٢٠٩
آنها نيز، نسبت به ايشان، حساسيت فوق العاده داشتند و هماره سعى در خانهنشين كردن ايشان مىكردند. حضرات معصومين عليهم السّلام در امر خلافت، تقيه نداشتند و پيوسته در هر فرصت مناسب اظهار مىكردند كه امر خلافت، به غضب در دست ديگران است، و در همين رساله، روايات متعددى درباره غاصب بودن دستگاههاى جور و حرمت مراجعه به آنها نقل گرديد.
حضرت ثامن الحجج عليه السّلام با كاروان خاصى كه مأمون ترتيب داده و مركّب از افراد نظامى و اطلاعاتى فوق العادهاى بودند، در بين انبوه مردم نيشابور، صريحا فرمود:
«امن از عذاب الهى، مشروط به قبول امامت من است.» و اين، به معناى خط ابطال بر تمام تشكيلات عباسيان بود.
دينى كه دين خاتم و اولياى آن، از خود مردم به آنان اولى بودند و جملگى مردم به جان و دل در جواب «الست اولى بكم من انفسكم» گفتند: «بلى يا رسول اللّه» آيا بافت و ساختار آن، ساختارى حكومتى نيست؟ دينى كه مردم، در اطاعت از اوليايش، نشان دادند كه از جان و مال، از روى اختيار و بدون جبر، دفاع مىكنند و با جنگهاى خونين براى ابقاى آن كوشيدند و در سايه همين دين، عرب سنگلاخنشين و همدم مار و افعى و ... به سيادت دنيايى و رشد فرهنگى رسيد و ادب جاهليش كه تركيبى از وصف شرابخوارگى، بزهكارى، غارت و كشتار بود، به جامعهاى مترقى و پيشرو و عالمگير تبديل شد و از نظر فرهنگى، اشعار «حسّان بن ثابت» ها، «فرزدق» ها، «دعبل» ها «ابن فارض» جاى مبتذلترين اشعار جاهلى را گرفت و به طور تمام عيار در جامعه انقلاب ماهيت پديد آمد.
اين دين جاودان كه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله بر جامعه سايه افكند و قدرت همهجانبه آن در همه شئون اجتماع، همانند سابق اجرا گرديد؛ به طورى كه ضعيفترين فرد، در سايه امن و امان حكومت، آرامش داشت، آيا نگاهى به سياست ندارد؟
از مجموعه اين مقدمات مىفهميم كه فقيه جامع الشرايط:
١. قانوندان محض است؛
٢. باتقوا و مخالف هواهاى نفسانى خود است؛
٣. آگاه به وضع زمان و آشنا به سياستها و طرفندهاى جامعهدارى است؛
شجاع است و از هيچ تهديدى نمىهراسد، بلكه شهادت در راه خدا را