حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ١٨
گشته و بهتر به ثمر مىنشيند.
اگر توان عقل با وحى برابر بود، انسان محتاج پيامبران نبود. آمدن پيامبران و نزول وحى دليل محكمى است كه نظام فكرى و عقلانى بشر تا مرزى معيّن كارآيى دارد. عقل فقط مىتواند امورى را دريابد كه در دامنه درك او است و مىدانيم كه هرگز راه درك حقايق هستى در ابراز عقل منحصر نيست، بلكه سلسلهاى از معارف و مجهولات هستند كه يگانه راه فهم آنها فقط نظام فوقعقلانى وحى است و بايد اين واقعيت را پذيرفت كه اگر عقل نتواند الهام و وحى را دريابد هيچگاه دليل آن نيست كه نظام الهامى و وحيانى وجود ندارد.
همانگونه كه مىدانيم هم اكنون در اطراف ما امواج صوتى و تصويرى بسيارى وجود دارد كه چشموگوش ما قدرت دريافت آنها را ندارد، ولى هرگز اين قصور دريافت را دليل بر نبودن صداها و تصاوير مورد ادّعا نمىدانيم و انكار اينگونه امواج را از كسانى كه از وجود گيرندههاى صوتى و تصويرى اطلاع ندارند، بسيار جاهلانه مىدانيم. پس هرگز نيافتن، دليل نبودن نيست.
ثانيا از انسان و ابديت او چقدر آگاهى داريم؟ بر چه مبنايى در مورد زندگى در جهان ديگر و ضرورتهاى آن برنامهريزى خواهيم نمود؟ با كدامين امكانات مىخواهيم در اين وادى پر رمز و راز قدم بگذاريم؟ و ....
بىشك، دورانديشى و فرزانگى، نياز انسان را به وحى ثابت كرده و هرگونه تجزيه و تحليل در فرايندهاى وحى را محدود مىكند، و روشن مىكند كه بايد در فهم رمز و راز ابديت فقط از دين مدد گرفت، و بايد اعتراف كرد كه مقدمات و ابزارهاى ادراكى ما توان تحليل تمام حقيقت دين را ندارند و در يافتههاى محدود فيلسوفان نيز درّپاى حاملان وحى كاملا هويداست.
باز يادآور مىشويم كه اين نكته به معناى انكار كارآيى عقل در نظام فوق عقلانى نيست، بلكه به اين معناست كه همه مجهولات به وسيله عقل قابل حلّ نيستند. عقل حكم مىكند كه ابراز شناخت عقلى (تجزبه و برهان) فقط بايد در افق خاص خود به كار گرفته شود. عقل اقرار مىكند كه در خارج از قلمرو خويش (وحى عقيم بوده و كارآيى ندارد. آيات قرآن در اين زمينه روشنگر صادقى مىباشند؛ به عنوان مثال: