حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ١٢١
زعامت لازم است و اگر كسى هم اشكال كرده، فقط در زمينه اشخاص انتخاب شده بود و راجع به اصل زعامت و ولايت هيچكس كمترين اشكالى نكرده، و تاريخ هيچگونه نقلى را ضبط نكرده است.
ولى متأسفانه مردم نتوانستند تحريف ارتكاز را بفهمند يا اگر عدهاى فهميدند قدرت بر قيام نداشتند و يا اگر هم قدرت داشتند، صلاح مسلمين در آرامش داخلى بود و پس از رحلت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله اختلافات و ناامنى در جامعه مضرّ به نظر مىرسيد.
آثار تحريف ارتكاز هنوز هم باقى است؛ به طورى كه مىبينيم امروز نيز در بعضى كشورهاى اسلامى حكام جور به عنوان ولى امر و خليفه بر مردم مسلط بوده و مردم بر اطاعت از آنها ملزمند.
آيات قرآن و روايات معصومين هم بيانگر اين مطلب هستند كه امر ولايت مسئلهاى ارتكازى و پذيرفته شده نزد عموم بوده است و سيره مسلمين نيز شاهد اين امر مىباشد.
دراينجا كلمات علما را نقل مىكنيم تا سابقه تاريخى حكومت و ولايت فقيه روشن گردد و تأييد باشد بر اين امر ضرورى در شرع مقدس اسلام.
قبل از آن كه آراى فقها را در مسئله ولايت فقاهت بيان كنيم به نكتهاى در اين زمينه اشاره مىكنيم:
اگر فرض شود در زمان هريك از فقهاى عظام كه درباره ولايت فقيه نظر غير مساعد داشتهاند، مردم به اتفاق دولت غالب طاغوت را سرنگون كرده و موانع تمامى دستورات الهى را مرتفع ساخته و سپس به همان فقيه بزرگوار كه ولايت مطلقه را براى فقيه ثابت نمىداند، به طور دسته جمعى مراجعه كنند كه امت بدون سرپرست را ساماندهى كند.
آيا او به خود اجازه مىدهد و مىتواند بگويد كه اسلام واجد مديريت مردم نيست؟
بكله هر كس بايد در نظام فردى خود مسلمان باشد و هر فردى كه بر شما حاكم باشد از طرف دين هيچ مانعى براى او در كار نيست؟
و از اين نظر دين الهى دستورى به ما ارائه نكرده، بلكه مردم به حال خود واگذار شدهاند؟ اگر فقيهى در اين شرايط به سرگردانى است فتوا دهد، قطعا از عدالت خارج و از رهبرى و مرجعيت عموم منخلع است، و از اين تفصيل به خوبى درمىيابيم كه بسط يد فقيه يكى از مهمترين مسائلى است كه در صورت پيدايش، تأثيرى تام در نظر