حكمت حكومت فقيه پاسخ به شبهات در مورد حكومت ديني - ممدوحى، حسن - الصفحة ١٠٨
مسيحيت نتوانسته بر اين نگرش چيرگى پيدا كند، لذا خدا را از آسمان به زمين كشيده و تجسّد داده و به تكاثر رسيده است ... ولى دين اسلام در مقابل اين ديد منفى نسبت به زمين، جاذبهاى آسمانى به آن داد و كار بر روى طبيعت را به عنوان وظيفهاى دينى و يك مفهوم عبادى قلمداد كرد و نيروى پرشتاب او را در بالا بردن سطح زندگى تا آخرين حد به جلو راند، و اين وظيفه را حكومت اسلامى بارنگى صحيح، مفهوم درست به آسمان نگريستن را در دسترس او گذارده و به انسان مىفهماند كه او خليفه خدا در زمين است.
سازندگى را وظيفه شرعى مىداند و در حقيقت دين عامل كشش فوق العادهاى است كه تضمينكننده فعاليت است.
خلاصه آن كه مسلمان زمين را جزئى از آسمان مىداند و خود را خليفه خدا در زمين دانسته و زهد مثبت اختيار كرده كه او را به آقايى جهان مىرساند، و در عين آقايى، وارستگى از بهرهكشى شعار قطعى او است.
خداى تعالى مىفرمايد: «به آنچه كه خدا به تو عطا كرده بكوش تا ثواب و سعادتدار آخرت را تحصيل كنى و بهرهات را هم از دنيا فراموش مكن».[١] اسلام براى دنيا به اندازه خود دنيا ارزش قائل ات، نه بيشتر و نه كمتر، و به انسان مىگويد نبايد بنده زر و زيورهاى دنيا شد، بلكه بايد آقاى دنيا و مالك نعمتهاى آن بود. بايد نقش جانشينى خدا را در زمين رعايت كند؛ يعنى نقشى كه خداوند- جل جلاله- در روى زمين دارد و انسان را براى ابقاى آن نقش آفريده است.
از مجموع اين مطالب چنين استفاده مىشود كه داشتن درك صحيحى از دنيا مستلزم صحيح زندگى كردن است و صحيح زندگى كردن نادرست ديدن تشكيلات مادى و به پا كردن تشكيلات الهى و اجتماعى برحسب نظام خليفة اللهى است كه حكومت اسلامى تأمين كننده آن خواهد بود.
نظريات استادگران قدر آيت اللّه جوادى آملى[٢]:
تفكر درباره انسان درست همانند تفكر درباره موجودات ديگر است، هم چنانكه
[١] - قصص( ٢٨) آيه ٧٧:\i« و ابتغ فى ما آتاك اللّه الدار الآخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا».\E
[٢] - ولايت فقيه، ص ١١ و ١١٢.