تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٩٩
٣- عشق و شناخت: ما دلباخته كسى مىشويم كه محرمانه و اسرار آميزترين پسندهايى را ارضا مىكند كه شخصيت فردى ما را شكل داده است. آيا اين بدان معناست كه عاشق مىداند كه معشوق با اين پسندها منطبق است يا عاشق خيال مىكند كه اين چنين است؟
٤- عشق و جنسيت: ياوه سرايى است اگر بگوييم عشق حقيقى مرد يا زن به يكديگر هيچ شائبه جنسى ندارد. نيز، ياوهسرايى است اگر عشق را مساوى جنسيت بدانيم. اما اين دو چگونه به يكديگر مربوط است؟ در اينباره، بايد ميان عشق به معناى دقيق كلمه و نحوههاى انضمامى مختلف آن تمايز قائل شد. همچنين، ميان «عشق جنسى» و «غريزه جنسى» بايد تمايز قائل شويم. غريزه متمايل به تقويت شمار نامعينى از اشياء است كه او را ارضا مىكند و حال آنكه، عشق متمايل به انحصارىگرى است.
٥- عشق و خدا: عشق رومانيك ويژگىهايى را داراست كه مىتوان آنها را به منزله الگويى براى عشق به خدا اختيار كرد: اول انحصارى بودن براى عاشق، جهان وجود ندارد. معشوق او جهان را گرفته است. دوم فقدان آزادى: به سر راستترين معنا، ما معشوقمان را آزادانه انتخاب نمىكنيم. «محرمانهترين و اسرار آميزترين پسندهايى كه شخصيت فردى ما را شكل مىدهد» ما را عاشق كسى مىكند. سوم شناخت: «هر كه محبت مىنمايد از خدا مولود شده است و خدا را مىشناسد و كسى كه محبت نمىنمايد خدا را نمىشناسد». چهارم يكى شدن: عاشق كشش عجيبى به محو كردن