تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٢٥٢
و بالنتيجه به فكر نجات محرومين و انسانها باشد. اين است فرق بزرگ پيامبران (س) و عرفا. اقبال لاهورى مىگويد عرفا وقتى به سفر دوم از سفرهاى چهارگانه مىرسند همانجا قصد اقامت مىكنند اما انبيا (س) وقتى به منزل دوم مىرسند يعنى وقتى به خدا مىرسند تازه عشق مردم و نجات ناس را پيدا مىكنند و لذا به سوى خلق بر مىگردند تا آنها را نيز به سوى حق و براى حق سوق دهند. (مطهرى، مرتضى، انسان و ايمان، ١٣٧٨)
احتمالًا منظور امام سجاد (ع) از فراغت و آسايش در سايه زهد همين حالات روحانى باشد كه در ظل زهد واقعى به دست مىآيد. كما اينكه على (ع) زهد را در دو جمله و دو حالت درونى مىداند: «الزهد بين كلمتين من القرآن قال الله سبحانه: «لكيلا تأسوا على ما فاتكم و لاتفرحوا بما آتاكم» «ومن لم ياس على الماضى و لم يفرح بالآتى فقد اخذ الزهد بطرفيه» (فيض الاسلام، علينقى، ترجمه و شرح نهج البلاغه، حكمت ٤٢٩، ١٣٥١) زهد در دو جمله از قرآن كريم خلاصه شده: براى اينكه متأسف نشويد بر آنچه از ماديات دنيا از شما فوت شده و شاد نگرديد بر آنچه از خدا به شما مىرسد. هر كسى بر گذشته اندوه نخورد و براى آينده شادمان نگردد بر هر دو جانب زهد دست يافته است. واقعاً نيز چنين است اگر انسان و متربى مكتب تربيتى اسلام به چنين حالتى رسيده باشد در واقع به آرامش رسيده است.
نكته قابل توجه در اين بحث به نظر مىرسد باز تأكيد بر «حفظ اعتدال» باشد بدين معنا كه زهد به معناى واقعى داراى خواص و آثار اجتماعى فوق است و زهد اعتدالى همان است كه ذكر شد و افراط و تفريط در آن به معناى گوشهنشينى و عزلتطلبى و تصوفگرايى و رهبانيت است و گاهى