تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ٢٥١
مرتضى، سيرى در نهج البلاغه، ١٣٧٨، ص ٢١٥) در اسلام عزلت طلبى و رهبانيت وجود ندارد. منظور از زهد، بىميلى روحى و قلبى و عقلى نسبت به امور دنيوى است به گونهاى كه آنها براى آدمى هدف نباشد. وگرنه انسان بيمار بهطور طبيعى نسبت به غذاها و لذايذ بى ميل است. بىميلى انسان بيمار به لذائذ، ارزش محسوب نمىشود.
بنابراين، سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود آن است كه فلسفه و نقش زهد در مكتب تربيتى اسلام چيست؟ زهد واقعى در نظام تعليم و تربيت اسلامى داراى آثار چندى است كه اگر غير از اين باشد نبايد آن را زهد نام گذاشت، بلكه آن رهبانيت و تصوف و گوشه نشينى است. اين آثار عبارتنداز:
(١) ايثار: زهد باعث مىشود تا انسان ديگران را بر خود مقدم بدارد و از امكانات مادى خود به ديگران ببخشد. (٢) همدردى: زهد باعث مىشود تا انسان نسبت به افراد محروم و فقير احساس همدردى كند و آنها از فقر و محروميت خود دچار ناراحتى اجتماعى و حقارت نشوند. كما اينكه ائمه شيعه (ع) همه سطح زندگيشان مساوى با پايينترين طبقه جامعه بوده است. (٣) آزادگى: زهد حقيقى باعث آزاده بودن و جهادگر شدن انسان مىشود بهطورى كه در برابر ظالمان و قلدرهاى زمان ايستادگى نموده و از شهادت و مرگ و دورى از دنيا نترسد. (٤) عشق و پرستش: زهد واقعى بايد باعث عاشقتر و معنوىتر شدن انسان به شود به گونهاى كه با خداوند بيشتر خلوت كند و از اين خلوتها لذت برده و نهايتاً معرفت او نسبت به خدا بيشتر