تعليم و تربيت از ديدگاه امام سجاد (ع) - لياقتدار، محمد جواد - الصفحة ١٧٣
رودكى و ... همه شاعرند و شعر مىگويند اما آيا اشعار آنها مشابه هم است؟ مسلماً براى يك اديب سبك شناسى اين اشعار تفاوتهاى زيادى دارد زيرا كه هر شاعرى «سبك» خاصى دارد و تازه اشعار را بر اساس سبكهاى مختلف مىسرايد. در هنر نيز چنين است. كاشىكارى و بنايى و كتيبه نويسى و ... همه هنر است اما آيا واقعاً اين هنرها مشابه هم است. در تفكر فلسفى نيز ما «سبك» داريم. مثلًا بعضى متفكرين سبك ارسطويى دارند و همه چيز را مىخواهند با منطق توجيه كنند، حتى صرف و نحو را و يكى هم مثل علامه مجلسى كه سبك نقلى دارد يعنى بر منقولات تكيه دارد و هر مسئلهاى را مىخواهد بر اساس منقولات و احاديث و رواياتى كه هست توجيه و تشريح كند و كارى به صحت و سقم آن احاديث ندارد. عدهاى هم تكيهشان بر معقولات است.
با توجه به مقدمه فوق، نكته تربيتى قابل توجه در اينجا اين است كه مسئله «سبك» در رفتار نيز مطرح است. اينكه شنيديم مىگويند «سيره پيامبر» يا سيره امام على (ع) منظور رفتار پيامبر نيست بلكه سبك رفتار ايشان است. بدين معنا كه پيامبر (ص) و على (ع) هر كدام در تبليغ دين، مديريت و خلافت سبك خاص خود را داشتند. به طور مثال، معاويه سبك مديريتش مبتنى بر خدعه و فريب بود. امام على (ع) سبك خلافت و مديريتش مبتنى بر تقوى و انجام تكليف الهى بود و لذا ناجوانمردانه عمل نمىكرد و از طرفى در مسائل حكومتى زياد به مسئله «مصلحتانديشى» و «سياسى كارى»