تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٩٥
امام على عليه السّلام در اشاره صريحى به اين مطلب فرمود:
«خذوا العطاء ما كان طعمة، فاذا كان عن دينكم فارفضوه أشدّ الرّفض؛[١]
سهم بيت المال را تا جايى كه به دينتان مربوط نمىشود بپذيريد، اما همين كه در قبال خريد دين شما بود، آن را به شدت رد كنيد.»
براى اطلاع از تلاشهاى هيأت حاكمه كه به منظور دادن رشوه به ابو ذر انجام شد، رجوع كنيد به كتاب ما «دراسات و بحوث فى التاريخ و الاسلام» (ج ١، بحث ابو ذر، مسلمان يا سوسياليست).
آرى، علاوه بر موارد فوق، نظام حاكم پس از جريان سقيفه در صدد بود تا كار خود را محكم نمايد و به هيچگونه مانورى- از هر نوع و از جانب هر كس كه باشد- مجال خودنمايى و اظهار وجود ندهد.
ابو بكر براى خلافت پس از خود به نفع عمر وصيت كرد. براى روى كار آمدن بنى اميه به زمينهسازى و مقدمهچينى پرداخت. وقتى كه ابو بكر در مرض موت بود، عثمان را خواست تا وصيتنامهاش را بنويسد. در همين حال ابو بكر به اغما فرو رفت و بىهوش شد. عثمان نام عمر را نوشت[٢]. چون ابو بكر به هوش آمد و از كار عثمان آگاه شد، گفت: «اگر عمر را وامىگذاشتم، از تو چشم نمىپوشيدم.»[٣]
[١] - كنز العمال، ج ٤، ص ٣٨٢.
[٢] - احدى را پيدا نكرديم كه در صحّت خلافت عمر اعتراض كرده باشد كه نام وى زمانى نوشته شد كه ابو بكر در حالت اغما بود، اما اين كار موجب اختلاف و فتنه نگرديد. در حالى كه خود مىگويند:
كارى كه عمر كرد و در بستر مرگ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله وى را به هذيانگويى متهم كرد و مانع از نوشتن وصيت رسول صلّى اللّه عليه و آله گرديد، كاملا به جا بود، زيرا اگر آن نوشته بر روى كاغذ مىآمد، در آينده موجب اختلاف و فتنهانگيزى مىشد. سبحان اللّه! چگونه مىتوان چنين ادعايى در حق رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله كرد؟!« ر. ك: المراجعات؛ دلائل الصدق؛ النص و الاجتهاد.»
[٣] - ر. ك: تاريخ طبرى، ج ٢، ص ٦١٨؛ كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٤٢٥؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ١٦٤؛ سيره ائمه اثنى عشر، ج ١، ص ٣٥٦؛ حياة الصحابة، ج ٢، ص ٢٥،( نقل از: طبقات ابن سعد و كنز العمال، ج ٣، ص ١٤٥).