تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٨٨
درباره ما ترك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چه مىگويى؟
- ما از تمامى مردم نسبت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سزاوارتريم.
- در مورد آنچه در خيبر است؟
- آن نيز ...
- آن چه در فدك مىباشد؟
- آن هم همينطور.
- به خدا قسم! اگر گردنمان را با ارّه جدا كنيد به شما نخواهيم داد[١].
نقشه شگفتانگيز
پس از آن كه على عليه السّلام از خلافت اسلامى كنار گذاشته شد و خانهنشين گرديد، حوادثى پيش آمد كه در تاريخ معروف و مشهور است. سياست نظام حاكم و كسانى كه بعد از آنان روى كار آمدند، امامت را از دو جهت هدف قرار داد:
١. دميدن روح يأس و نوميدى در مخالفان، خصوصا شخص امير مؤمنان عليه السّلام كه وى را نيرومندترين و حتى يگانه رقيب و مزاحم خويش مىديدند و در نتيجه در همه بنى هاشم، و محو تمامى آثار تمايل و رقبت براى رسيدن به خلافت، زيرا بر اساس فهم ناقص و معادلات اشتباه خود گمان مىكردند كه مسأله امامت چيزى نيست مگر يك مسأله شخصى مربوط به على عليه السّلام و يك ميل و رغبت درونى و سركش در آن حضرت، كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله آن را با تصريحات و تأكيدات و موضعگيرىهاى مكرر خود به منظور تثبيت و تحكيم اين مسأله به نفع او روشن و شعلهور ساخته است. درست است كه بنابر تعبير عمر، رسول اكرم در اين باره چيزهايى گفته و نيز تصريحات زيادى از سوى آن حضرت وارد شده، اما تا زمانى
[١] - مجمع الزوائد، ج ٩، ص ٤٠.