تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٦٣
قد انقطع عنه ...[١]؛
خليفه آن كس است كه به روش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سير كند و به طاعت خداى عزّ و جل عمل نمايد. خليفه آن كس نيست كه با مردم به جور رفتار كند و سنت را تعطيل نمايد و دنيا را پدر و مادر خويش بگيرد و بندگان خدا را برده، و مال او را دولت خود [پندارد] زيرا اين، وضعيت پادشاهى است كه به سلطنت رسيده و مدت كمى از آن بهرهمند شده و سپس لذت آن منقطع گشته است ....»
همين قضيه پس از ماجراى صلح با معاويه، در كوفه بين حضرت و معاويه روى داده است، اما در مقتل خوارزمى آمده كه اين مسأله در مدينه اتفاق افتاد[٢].
اين مسأله مؤيد گفته برخى است كه مىگويند: معاويه امام حسن عليه السّلام را مسموم كرد، زيرا آن حضرت براى رفتن به شام و مبارزه با او آماده مىشد[٣].
٣. در متن ديگرى آمده: معاويه از امام خواست كه بر فراز منبر رفته و براى مردم خطبه بخواند. حضرت بالاى منبر رفت و خطبه خواند. از جمله فرمود:
منم پسر ... منم پسر ... تا جايى كه فرمود:
«لو طلبتم ابنا لنبيّكم ما بين لابتيها لم تجدوا غيرى و غير أخى؛[٤]
[١] - احتجاج طبرسى، ج ١، ص ٤١٩؛ الخرائج و الجرائح، ص ٢١٨؛ ذخائر العقبى، ص ١٤٠، نقل از:
ابو سعد؛ ر. ك: مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٢٦؛ بحار الانوار، ج ٤٤، ص ١٢٢؛ المحاسن و المساوى، ج ١، ص ١٣٣؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ٤٩؛ مقاتل الطالبيين، ص ٧٣؛ آل ياسين، الحسن بن على، ص ١١٠ و ١١٤؛ تحف العقول، ص ١٦٤.
[٢] - ذخائر العقبى، ص ١٤٠، نقل از: ابو سعد؛ ر. ك: مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٢٦؛ بحار الانوار، ج ٤٤، ص ١٢٢؛ المحاسن و المساوى، ج ١، ص ١٣٣؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٦، ص ٤٩؛ مقاتل الطالبيين، ص ٧٣؛ آل ياسين، الحسن بن على، ص ١١٠ و ١١٤؛ تحف العقول، ص ١٦٤.
٣. الغدير، ج ١١، ص ٨،( نقل از: طبقات ابن سعد).
[٣] - الغدير، ج ١١، ص ٨،( نقل از: طبقات ابن سعد).
[٤] - مناقب ابن شهر آشوب، ج ٤، ص ١٢، نقل از: العقد الفريد و مدائنى؛ ر. ك: مقتل خوارزمى، ج ١، ص ١٢٦؛ بحار الانوار، ج ٤٣، ص ٣٥٥ و ٣٥٦؛ ابن قتيبه، عيون الاخبار، ج ٢، ص ١٧٢.