تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٥٣
گفتند: نزديكى بنى عبد شمس و بنى هاشم به يك اندازه است، حضرت از آنان نپذيرفت. اين داستان در تاريخ معروف است و به تواتر نقل شده است[١].
سپس عباسيان روى كار آمدند و همين روش را در پيش گرفتند و وانمود كردند كه آنان نزديكان محمّد صلّى اللّه عليه و آله پيامبر خدايند، تا بدين ترتيب حكومت خويش را شرعى جلوه دهند؛ حتى هارون بر مزار پيامبر حاضر شد و عرض كرد: «السّلام عليك يا رسول الله، السّلام عليك يا ابن عمّ». در مقابل، امام كاظم عليه السّلام پيش رفت و فرمود: «السّلام عليك يا رسول اللّه، السّلام عليك يا ابة». چهره هارون درهم شد و خشم و غضب بر او مستولى گشت[٢].
عباسيان در ابتداى روى كار آمدن، رشته وصايت و دعوت خويش را به امير المؤمنين عليه السّلام پيوند دادند و در استفاده از عواطف و احساسات جريحهدار
[١] - السيرة الحلبيه، ج ٢، ص ٢٠٩؛ مجمع الزوائد، ج ٥، ص ٣٤١، نقل از: احمد؛ نيل الاوطار، ج ٨، ص ٢٢٨، نقل از: احمد، بخارى، نسائى، ابن ماجه، ابى داوود و برقانى؛ سنن ابى داوود، ج ٣، ص ١٤٥ و ١٤٦؛ سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ٩٦١؛ مغازى واقدى، ج ٢، ص ٦٩٦؛ الاصابه، ج ١، ص ٢٢٦؛ بداية المجتهد، ج ١، ص ٤٠٢؛ الخراج، ابو يوسف، ص ٢١؛ البداية و النهاية، ج ٤، ص ٢٠٠، نقل از: بخارى؛ مسند احمد، ج ٤، ص ٨١- ٨٥؛ شرح نهج البلاغه، ج ١٥، ص ٢٨٤؛ تشييد المطاعن، ج ٢، ص ٨١٨ و ٨١٩، نقل از: زاد المعاد؛ سنن بيهقى، ج ٦، ص ٣٤٠- ٣٤٢؛ الدر المنثور، ج ٣، ص ١٨٦، نقل از: ابى شيبه؛ البحر الرائق، ج ٥، ص ٩٨؛ تبيين الحقايق؛ ج ٣، ص ٢٥٧؛ نصب الراية، ج ٣، ص ٢٦- ٤٢٥ از افراد بسيار زياد؛ مصابيح السنه، ج ٢، ص ٧٠؛ صحيح بخارى، ج ٤، ص ١١١ و نيز ج ٦، ص ١٨٦؛ تفسير ابن كثير، ج ٢، ص ٣١٢؛ فتح القدير، ج ٢، ص ٣١٠؛ تفسير خازن، ج ٢، ص ١٨٥؛ و النسفى در پاورقى خازن، ج ٢، ص ١٨٦؛ تفسير طبرى، ج ١٠، ص ٥؛ كشاف، ج ٢، ص ٢٢١؛ سنن نسائى، ج ٧، ص ١٣٠ و ١٣١؛ مقدمه مرآة العقول، ج ١، ص ١١٨ بعضى از محققان از منابع ذيل نقل كردهاند:
الاموال ابو عبيد، ص ٤٦١ و ٤٦٢؛ تفسير قرطبى، ج ٧، ص ١٢؛ فتح البارى، ج ٧، ص ١٧٤ و نيز ج ٦، ص ١٥٠؛ تفسير المنار، ج ١٠، ص ٧؛ ترتيب مسند شافعى، ج ٢، ص ١٢٥ و ١٢٦؛ ارشاد السارى، ج ٥، ص ٢٠٢؛ المحلى، ج ٧، ص ٣٢٨.
[٢] - كشف الغمه، ج ٣، ص ٢٠.