تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٤٨
مىتوان در رد آن داد. در اينجا مىخواهيم اشاره كنيم كه آوردن حسنين عليهما السّلام براى مباهله به اين عنوان بود كه آن دو، فرزندان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله هستند- هر چند فرزند دخت گرانقدر آن حضرت بودند- تا ديگر مجالى براى انكار يا شك و ترديد براى احدى باقى نماند.
اينان خود اقرار دارند كه «اين آيه دلالت دارد كه هر چند حسنين فرزندان دخت پيامبر بودند، با اين حال مىتوان گفت: آن دو پسران رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بودند، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وعده داده بود كه فرزندان خود را بخواند و آن دو را خواند.»[١]
اين اقدام رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله معانى و مفاهيم مهمى دربرداشت، زيرا علاوه بر آنچه در فوق بدان اشاره كرديم و همان طور كه قبلا متذكر شديم، هدف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين بود كه برداشت تنفرآور جاهليت را در مورد فرزندان زايل سازد كه معتقد بودند: «در حقيقت، فرزندان پسر، فرزند فرد محسوب مىشوند نه فرزندان دختر». اين عقيده موجب مشكلات فراوان روانى، اجتماعى، اقتصادى و غيره مىشد و منطقى جز منطق جاهليت و تعصبات كور نداشت.
آنچه باعث مىگردد كه انسان نسبت به وضع مسلمانان اندوهگين باشد، اين است كه مىبينيم پس از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اصرار ورزيدند كه بر همان برداشت جاهلى از فرزند باقى بمانند، چنان كه در آرا و فتاواى فقهى آنان كاملا منعكس شد؛ از اينرو آيه قرآنى ذيل را مختص فرزندان پسر دانستند، بدون اين كه براى فرزندان دختر سهمى قائل باشند؛ اين آيه مىفرمايد:
«يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ؛[٢]
[١] - تفسير فخر رازى، ج ٨، ص ٨١؛ فتح القدير، ج ١، ص ٣٤٧؛ تفسير نيشابورى در پاورقى تفسير طبرى، ج ٣، ص ٢١٤؛ تبيان، ج ٢، ص ٤٨٥، از ابو بكر رازى( غير از فخر رازى)؛ مجمع البيان، ج ٢، ص ٤٥٢؛ الغدير، ج ٧، ص ١٢٢، نقل از: مجمع البيان و تفسير قرطبى، ج ٤، ص ١٠٤.
[٢] - نساء( ٤) آيه ١١.