تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٤٦
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله با اين كه آن دو حضرت، فرزندان صديقه طاهره، دخت گرانقدر پيامبر بودند، آن چنان كه خواهيم ديد، از دلالتى مهم و معنايى ژرف و عميق برخوردار است.
يك اشكال و پاسخ آن
قبل از پرداختن به اين مطلب و بيان مفاد آن، لازم ديديم به اشكال يكى از محققان (سيد مهدى روحانى) پاسخ دهيم كه مىگويد:
«اين آيه، تنها دلالتى كه دارد اين است كه آوردن فرزندان «اصحاب» اين دعوت جديد مطلوب است و بيشتر از اين چيزى نمىگويد، چنان كه فرمود: «ابناءنا» و نفرمود: «ابنائى»، و در آيه چيزى كه بر لزوم آوردن فرزندان شخص صاحب دعوت دلالت كند وجود ندارد و همين كه فرزندان يكى از اصحاب دعوت باشند، در صدق امتثال كافى است؛ پس آيه نمىرساند كه حسنين فرزندان رسول خدايند.»
در پاسخ مىگوييم:
١) امام على عليه السّلام در روز شورا به اين آيه مباركه استدلال كرد كه خداوند او را نفس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و فرزندانش را فرزندان او و زنش را زن آن حضرت قرار داده است. امام كاظم عليه السّلام نيز با اين آيه بر هارون الرشيد احتجاج كرد و يحيى بن يعمر و نيز سعيد بن جبير- چنان كه خواهد آمد- بر حجاج استدلال نمودند. اين استدلال و احتجاج به واسطه يك امر تعبّدى صرف نبود، بلكه به ظهور آيه مباركه بود كه دشمن راهى جز تسليم و خضوع در برابرش نيافت و مجبور به پذيرش آن شد.
٢) اگر مراد از «انباءنا» مطلق فرزندان اصحاب دعوت بود، بايد مقصود از «أنفسنا» تمامى مردانى باشد كه اين دين را پذيرفته بودند، نه فقط شخص رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله؛ بنابراين مناسبتر اين بود كه به جاى «أنفسنا» مىفرمود: «و رجالنا و رجالكم.» به علاوه مناسب نيست كه مقصود از «انفس» شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله