تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٤٢
طفل گفت: همانا من بنده خدايم كه به من كتاب آسمانى عطا كرد و مرا پيامبر خود قرار داد.»
در مورد پيامبر خدا، يحيى عليه السّلام نيز وضع همين گونه بود؛ خداى سبحان دربارهاش مىفرمايد:
«يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا؛[١]
اى يحيى، كتاب را به نيرومندى بگير! و در كودكى به او دانايى عطا كرديم.»
آرى، حسنين عليهما السّلام در ايام طفوليت در سطح بالايى از رشد و كمال انسانى قرار داشتند و تمامى صلاحيتها و شايستگىها را دارا بودند؛ شايستگىهايى كه موجب مىشد مورد عنايت پروردگار و شايسته نشانهاى افتخار زيادى باشند كه اسلام بر زبان پيامبر عظيم الشأن صلّى اللّه عليه و آله به آنها بخشيده است؛ از سويى اين ويژگىها بود كه آن دو را قادر مىساخت تا بتوانند مسئوليتهاى سنگينى را در زمينه رهبرى حكيمانه امت به عهده گيرند. آرى مىبايست اين صفات و ويژگىها را دارا باشند تا شركت دادن آنها در دعوى و مباهله براى اثبات آن درست باشد.
آن طور كه علامه طباطبايى و استاد مظفر- قدس اللّه سرهما- اشاره كردهاند، مراد از اين آيه كه مىفرمايد: «فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ» اين است كه كاذبين كسانى هستند كه در يك طرف مباهله قرار دارند و اگر دعوى و مباهله بر سر آن، بين شخص رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سيد و عاقب و اهتم بود، لازم بود در آيه تعبيرى بياورد كه قابل انطباق بر مفرد و جمع هر دو باشد؛ مثلا بگويد: «فنجعل لعنة اللّه على الكاذب» يا «على من كان كاذبا»، ولى از آنچه در آيه آمده است معلوم مىشود دروغگويى كه نفرين شامل حالش مىشود، جمعيتى است كه در يك
[١] - همان، آيه ١٢.