تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٩
ابن حجّة، أخو حجّة و أنت ابو حجج تسعة، تاسعهم قائمهم[١]؛
تو بزرگوار، پسر بزرگوار و برادر بزرگوارى، و تو امام، پسر امام و برادر امامى؛ و تو حجت خدا، پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدايى كه نه نفرند و آخرينشان قائمشان است.»
همچنين در روايتى درباره امام حسن عليه السّلام فرمود:
«و هو سيّد شباب اهل الجنّة و حجّة الله على الامّة، أمره امرى و قوله قولى، من تبعه فانّه منّى و من عصاه فانّه ليس منّى ...[٢]؛
و او سرور جوانان اهل بهشت است و حجت خدا در ميان امت، فرمان او فرمان من است و گفتارش گفتار من، هر كس او را پيروى كند از من است و هر كس از او نافرمانى كند از من نيست ....»
روايات و احاديث زياد ديگرى نيز هست كه بيانگر امامت اين دو تن و نه تن از فرزندان امام حسين عليه السّلام مىباشد، طالبان بدان جا مراجعه كنند[٣].
آرى تمام آنچه گذشت بدين معناست كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بدين منظور علوم سودمند و حكمتهاى درخشان زيادى را در حسنين عليهما السّلام دميد و شايستگىهاى كافى را در آن دو پرورش داد كه آنان را براى تصدى منصب خلافت و هدايت امت، پس از خويش آماده كند. از طرفى ملاحظه مىكنيم كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله سعى دارد تا امور مربوط به آن دو را از لحاظ عقيدتى و تشريعى و حتى از نظر
[١] - ينابيع الموده، ص ١٦٨ و ر. ك: منهاج السنه، ج ٤، ص ٢٠٩؛ اثبات الهداه، ج ٥، ص ١٢٩.
[٢] - فرائد السمطين، ج ٢، ص ٣٥؛ امالى صدوق، ص ١٠١؛ پيرامون اثبات امامت حضرت امام حسن عليه السّلام ر. ك: ينابيع الموده، ص ٤٤١- ٤٤٣ و ٤٨٧، نقل از: مناقب ابن شهر آشوب؛ فرائد السمطين، ج ٢، ص ١٣٤، ١٤٠، ١٥٣ و ٢٥٩ و در پاورقى از: غاية المرام، ص ٣٩؛ كفاية الاثر، ص ٢٨٩؛ عيون اخبار الرضا، باب ٦، ص ٣٢؛ بحار الانوار، ج ٣، ص ٣٠٣ و نيز ج ٣٦، ص ٢٨٣ و نيز ج ٤٣، ص ٢٤٨؛ امالى صدوق، ص ٣٥٩.
[٣] - ر. ك: ينابيع الموده، ص ٣٦٩- ٣٩٩؛ اثبات الهداة، ج ٥، ص ١٣٢.