تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٣٦
از طرف ديگر، وقتى به معاويه خبر رسيد كه زياد بر امام حسن عليه السّلام جرأت پيدا كرده و جرى شده است، ابياتى برايش نوشت و فرستاد. (اين ابيات در سخنان علّامه احمدى نقل خواهد شد.)
٥. مدائنى گفته:
«امام حسن عليه السّلام از دختر مردى خواستگارى كرد. آن مرد با ازدواج دخترش با حضرت موافقت كرد، اما گفت: من دخترم را به همسرى تو درمىآورم، اما بدان كه تو مردى تهىدست، كثير الطلاق و افسرده و دلتنگ هستى، لكن از نظر حسب و نسب از همه مردم بهتر و از لحاظ جدّ و پدر از همه بالاترى.»
از نظر ما جاى هيچگونه شك و ترديدى نيست كه اين روايت هم ساختگى و مجعول است؛ چرا كه امام حسن عليه السّلام آدم فقير و بىبضاعتى نبود كه وى از حضرت به لفظ «ملق» [تهىدست] تعبير كند و از طرفى بخششها وجود و كرم حضرت چيزى نيست كه بتوان منكر آن شد. (طالبان به كتب تاريخ و حديث مراجعه كنند.)
در مورد كثرت طلاق و ازدواج حضرت عليه السّلام دانشمندان و پژوهشگران به قدر كافى بحث كردهاند؛ از اينرو نيازى به بحث مجدّد آن نمىبينيم و فعلا متعرض آن نمىشويم؛ به طور مثال به كتابهاى زير رجوع شود:
الف) صلح الحسن عليه السّلام، علامه سيد محمد جواد فضل الله (ره)؛
ب) حياة الحسن بن على عليه السّلام، باقر شريف القرشى.
در مورد اين كه آن مرد گفت: تو آدم افسرده و دلتنگى هستى، ابن ابى الحديد مىگويد:
«ما نمىتوانيم آن را قبول كنيم، زيرا غلق به معناى [فرد] بسيار دلتنگ است و حال اين كه حسن عليه السّلام در ميان مردم، از همه سعه صدر بيشترى داشت و اخلاقش