تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٣٥
سپس على عليه السّلام در حالى كه خشم گرفته بود، برخاست (گفت) تا بيرون رود، اما حسن دامان پدر را گرفت و عرض كرد: اى پدر جان! طاقت هجران تو را ندارم.
على گفت: پس خواهرتان را به ازدواج او [عمر] درآورديد.»[١]
هدف اصلى از جعل اين روايت اين است كه بگويند: على عليه السّلام اهتمام زيادى به ازدواج دخترش با عمر داشت، در حالى كه حقيقت كاملا برعكس است و نصوص تاريخى نيز بر همين امر دلالت دارد.[٢]
امام صادق عليه السّلام نيز در اين مورد فرمود: «اين ناموسى بود كه به زور و غصب از ما گرفته شد.»[٣]
٤. روايت ديگرى مىگويد:
«امير المؤمنين عليه السّلام فرزندش امام حسن عليه السّلام را چنين توصيف كرد: حسن اهل خورد و خوراك و يكى از جوانان قريش است. آن هنگام كه درگيرى شديدى پيش آيد، شما را در جنگ از چيزى كفايت نمىكند.»[٤]
در صورتى كه امام حسن عليه السّلام خود مىفرمايد:
«لم يكن معاوية بأصبر عند اللقاء و لا أثبت عند الحرب منى؛[٥]
معاويه در مواجهه با دشمن از من صبورتر و در جنگ از من باثباتتر نبود.»
از سوى ديگر، حملات قهرمانانه حضرتش در دو نبرد جمل و صفين معروف و مشهور است، تا جايى كه امير المؤمنين عليه السّلام- همان طور كه قبلا اشاره كرديم- از مردم خواست كه اين پسر را نگهدارند.[٦]
[١] - حياة الصحابة، ج ٢، ص ٥٢٧ از كنز العمال، ج ٨، ص ٢٩٦.
[٢] - ر. ك: الفتوحات الاسلاميه، ج ٢، ص ٤٥٥ و ٤٥٦ و منابع ديگر.
[٣] - فروع كافى، ج ٥، ص ٣٤٦؛ ر. ك: قاموس الرجال، ج ١٠، ص ٤٠٦.
[٤] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ١١.
[٥] - همان، ص ١٥.
[٦] - ر. ك: سيره ائمه اثنى عشر، ج ١، ص ٥٤٦ و ٥٤٩.