تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٢٠
خلاصه كرد:
يارى و نصرت عثمان توسط امام، عدم شركت حضرت در قتل مشركان قريش و ديگران (زيرا امام در آن موقع كودك خردسالى بود كه نمىتوانست در جنگهاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عليه مشركان شركت جويد)، مردم، سخنان و مواضع رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله را در خصوص آن حضرت ديده و شنيده بودند. از طرف ديگر، تمامى مردم مىدانستند كه آيات قرآنى زيادى در مورد فضل و دانش آن حضرت نازل شده و خصلتهاى كريمانهاش را ستوده و تأكيد دارد كه مقام رهبرى آينده امت مسلمان را خداوند براى وى آماده و مهيا كرده است و نيز جاى هيچگونه دستاويزى براى تضعيف مركزيت و قدرت امام عليه السّلام باقى نبود تا دشمنان بدان تمسّك جويند، و از طرفى حضرت با مسألهاى مثل حكميت- كه قبلا پدرش از سوى معاويه و بنى اميه گرفتارش شده بود- مواجه نگرديد.
آرى، او فرزند كسى است كه قريش را تار و مار كرد و قهرمانان عرب را از پاى درآورد، آنهايى كه مىخواستند با همه حيلهها و وسايلى كه در اختيار داشتند، نور خدا را خاموش كنند. ضعف استدلال معاويه در مقابل امام حسن عليه السّلام وقتى روشن خواهد شد كه گفتهها و سخنان شخص معاويه را ملاحظه كنيم. او براى تصدّى پست خلافت، چيزى كه بتواند بدان استدلال كند نداشت، مگر اين كه بگويد: ولايتش طولانىتر، تجربهاش بيشتر، سياستش قوىتر و سنش از امام حسن عليه السّلام بزرگتر است.[١]
بعضى از پژوهشگران مسائل تاريخى مىگويند:
«بدين ترتيب معيارهاى خلافت به صورت معيارهاى مدل لباس و زيبايى اندام،
[١] - مقاتل الطالبيين، ص ٥٨؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ٣٦؛ حياة الحسن عليه السّلام، ج ٢، ص ٣٣ و ٣٥.