تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢١٠
و مظلومانه كشته شد و ما به خونخواهى او برخاستهايم. در نتيجه فرومايگان و افراد نادان بر گرد تو فراهم آمدهاند، در حالى كه براى ما مسلّم است كه تو در يارى او كوتاهى كردى. دلت مىخواست او كشته شود تا به اينجا برسى و دعوى خونخواهى او كنى.»[١]
طبرى گويد:
«همين كه نامه عثمان براى درخواست كمك به معاويه رسيد، وى چشم به قتل عثمان دوخت و اظهار مخالفت خود با اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را نيز خوش نداشت؛ چرا كه مىدانست آنها بر خلع يا قتل عثمان اجماع كردهاند و آنگاه در يارى عثمان كوتاهى كرد و كندى پيشه ساخت.»[٢]
ابن عبّاس به معاويه نوشت:
«به خدا سوگند كه تو چشم انتظار قتل عثمان بودى و مشتاق مرگش، و با اين كه وضعش كاملا برايت روشن بود، نگذاشتى مردم تحت فرمان تو از او دفاع كنند، در حالى كه نامه سراسر استمداد و استغاثهاش به تو رسيد و تو اعتنايى به آن ننمودى، تا اين كه همانطور كه مقصود تو بود، به قتل رسيد ... اگر او به ناحق و مظلومانه كشته شد، تو نيز ستمكارترين ستمكاران هستى.»[٣]
ابن عبّاس نامه ديگرى نيز با همين عبارت به معاويه نوشت.[٤]
[١] - وقعة صفين، ص ١٨٧ و ١٨٨؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٥٧٠؛ الغدير، ج ٩، ص ١٥١، نقل از آن دو و از كامل ابن اثير، ج ٣، ص ١٢٣ و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٣٤٢.
[٢] - تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤٠٢.
[٣] - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٦، ص ١٥٥؛ الامام على بن ابى طالب سيرة و تاريخ، ص ١٦٧ از شرح نهج البلاغه.
[٤] - فتوح ابن اعثم، ج ٣، ص ٢٥٦؛ مناقب خوارزمى، ص ١٨١؛ الامامة و السياسة، ج ١، ص ١١٣؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٨، ص ٦٦؛ الغدير، ج ١٠، ص ٣٢٥.