تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٠٦
اگر امير المؤمنين على عليه السّلام ميل نداشت كه عثمان به آن كيفيت نامطلوب كشته شود، و اگر فرزندانش، حسن و حسين عليهما السّلام را براى دفاع از او فرستاد و در دفاع از عثمان آن قدر كوشيد كه حتى مروان اعتراف كرد و گفت: «به قدرى كه على عليه السّلام از عثمان دفاع كرد، كسى از او دفاع ننمود. گفتند: پس چرا او را بر روى منبرها لعن مىكنيد؟ گفت: حكومت ما جز با اين كار استوار نمىگردد.»[١]
اگر على عليه السّلام خود فرمود:
«و اللّه، لقد دفعت عنه حتى خشيت أن أكون اثما؛[٢]
به خدا سوگند آن قدر از او دفاع كردم كه ترسيدم گناهكار باشم.»
با اين وجود، حضرت نمىخواست كه دفاع او از عثمان موجب فهم غلط موضع حضرت در قبال عثمان و خطاكارىهاى او باشد؛ از اينرو خلافكارىها عثمان را تلويحا و تصريحا بيان مىكرد. همچنين جواب كسانى را كه نظر حضرت را درباره عثمان جويا مىشدند، گاهى صريح و گاهى مبهم مىداد، يا لااقل اجازه نمىداد كه غرضورزان و فرصتطلبان از آن بهرهبردارى كرده، آن را در راه رسيدن به مطامع خويش به كار گيرند.[٣]
دفاع حضرت از عثمان و تلاش در دفع قتل او، بدين معنا نيست كه حضرت از خلافكارىهاى شنيع عثمان و دار و دسته اموى سكوت كرده و دم فروبسته بود، يا خطرى كه اسلام را تهديد مىكرد و كيان اسلام را هدف قرار داده بود، ناديده گرفت، بلكه به طور مستمر و على الدّوام فرياد خويش را در مقابل آن بلند كرده، خطاهاى آنان را گوشزد مىكرد. در مناسبتهاى چندى سعى نمود كه
[١] - الصواعق المحرقه، ص ٥٣؛ النصائح الكافيه، ص ٨٨،( نقل از: دارقطنى).
[٢] - نهج البلاغه عبده، ج ٢، ص ٢٦١؛ مصادر نهج البلاغه، ج ٣، ص ١٨٩ از منابع بسيار؛ بهج الصباغه، ج ٦، ص ٧٩،( نقل از طبرى و در آن آمده:« و الله ما زلت أذب عنه حتى انى لاستحيى ...).
[٣] - ر. ك: الغدير، ج ٩، ص ٦٩- ٧٧.