تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى عليه السلام - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم محمد سپهري - الصفحة ٢٠٥
مناسب بودند، فرصت مىداد كه با توجه به آثارى كه سياست حاكم در مفاهيم، تفكرات، نظرها و عقايد مردم بر جاى گذاشته، از جهل و ضعف و شرايط حاكم بر زندگى آنان سود جسته، به مطامع خويش دست يابند و شعار خونخواهى عثمان سرداده، آن را دستاويزى براى موضعگيرى در مقابل اسلام- كه در شخص امير المؤمنين عليه السّلام عينيت و تجسم يافته- قرار دهند و در مقابل آن حضرت با وقاحت تمام بايستند و شبهات و تشكيكاتى را در مورد حضرت و اصحاب مخلص وى القا نمايند. از همين مسأله بود كه جنگهاى جمل، صفين و نهروان- آنطور كه در تاريخ ثبت شده- نشأت گرفت و به وقوع پيوست.
امير المؤمنين عليه السّلام كاملا اين مطلب را درك مىكرد و بر آن وقوف داشت؛ تا جايى كه آن موقع كه اهالى يمن براى تبريك خلافت به خدمت حضرت مشرّف شدند، به آنان فرمود:
«انكم صناديد اليمن و ساداتها، فليت شعرى، ان دهمنا امر من الأمور كيف صبركم على ضرب الطلا و طعن الكلا[١]؛
شما ريش سفيدان و بزرگان يمن هستيد، اى كاش مىدانستم اگر روزى مسألهاى بر ايمان پيش آيد و حادثهاى اتفاق بيفتد، قدرت جنگى شما چقدر است و تا چه اندازه مىتوانيد صبر و پايدارى داشته باشيد و در مقابل دشمن استقامت كنيد!»
يعنى حضرت از همان موقع، جنگهايى را انتظار داشت كه مىبايست عليه طمعورزان و منحرفان صورت گيرد.
اين مسائل در آن موقع وبال اسلام و مسلمين بود و مصائب و مشكلات بسيارى به دنبال داشت كه هنوز اسلام و مسلمين از آثار آن رنج مىبرند و در زحمت هستند.
[١] - فتوح ابن اعثم، ج ٢، ص ٢٥٥.